تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 284

مساهمون:

ص٢٨٤
او مردم را به ميانه‌روى و روش معتدل و راه راست فرا مىخواند ، اى جاثليق ! تو را به حقّ عيسى روح اللّه و سخنان او سوگند مىدهم كه آيا در انجيل ويژگيهاى اين پيامبر چنين نيست ؟ جاثليق چشمان خود را به زمين دوخته بود و مىدانست كه اگر انجيل را ردّ كند كافر خواهد شد لذا چنين پاسخ داد : آرى ، اين صفات در انجيل آمده است و عيسى در انجيل اين پيامبر را چنين توصيف كرده است ولى ، مسيحيان اين پيامبر را محمّد [ پيامبر شما ] نمىدانند . امام ( ع ) فرمود : از آن‌جا كه به نصوص انجيل كفر نور زيدى و به صفات محمّد در آن اقرار كردى اكنون يكى ديگر از ويژگيهاى محمّد و ويژگيهاى جانشين او و دخترش فاطمه و حسن و حسين را از سفر دوّم براى تو خواهم خواند . چون جاثليق و رأس الجالوت اين سخنان را شنيدند ، دريافتند كه امام رضا ( ع ) از تورات و انجيل آگاهى كاملى دارد لذا ، چنين گفتند : به خدا سوگند ، چنان ادلّه‌اى اقامه كرده‌اى كه نمىتوان جز با انكار تورات و انجيل و زبور آنها را انكار كرد ، موسى و عيسى ( ع ) به ظهور حضرتش بشارت داده‌اند ولى ، براى ما ثابت نشده كه محمّد شما همان محمّد پيامبر است و ما نمىتوانيم به پيامبرى محمّد شما اقرار كنيم ، ما ترديد داريم كه اين پيامبر ، محمّد شما باشد . امام ( ع ) پاسخ داد : با شك و شبهه احتجاج مىكنيد ! آيا خداوند ، قبل از عيسى يا پس از او تا به امروز پيامبرى را به نام محمّد برانگيخته است ؟ يا چنين نامى را در كتابهاى ديگرى كه بر پيامبران نازل شده است ، يافته‌ايد ؟ همگى از پاسخ بازماندند و گفتند : ما نمىتوانيم اقرار كنيم كه محمّد پيامبر ، همان محمّد شماست زيرا ، اگر به چنين چيزى اقرار كنيم بر طبق آنچه خود گفتيم بايد به جانشين او و دخترش و دو پسرش نيز اقرار كنيم و به اين ترتيب على رغم ميلمان به اسلام وارد خواهيم شد امام ( ع ) فرمود : اى جاثليق ! تو در امان خدا و رسولى و هيچ چيز از آنچه مىترسى و پرهيز مىكنى و ناپسند مىدارى از جانب ما به تو نخواهد رسيد . جاثليق گفت : حال كه مرا امان دادى مىگويم كه ، نام پيامبر خدا ، محمّد و جانشين او على و دخترش فاطمه و نوادگانش حسن و حسين در تورات و انجيل و زبور آمده است . امام ( ع ) فرمود : آيا ذكر پيامبر و جانشين و دختر و نوادگان او در تورات و انجيل و زبور هماره با راستى و عدالت است يا دروغ و ناراستى ؟ جاثليق پاسخ داد : با راستى و عدالت و پروردگار جز حقّ چيزى نمىگويد . چون امام ( ع ) از جاثليق اقرار گرفت ، رو به رأس الجالوت كرد و فرمود : اى راس الجالوت ! هم‌اكنون به فلان سفر از زبور داود گوش فرا ده . گفت : بخوان ، خداوند به تو و بر فرزندانت بركت دهاد . امام ( ع ) سفر اوّل زبور را تلاوت كرد تا به نام محمّد و على و فاطمه و حسن و حسين رسيد و فرمود : اى رأس الجالوت تو را به خدا سوگند آيا چنين آياتى در زبور يافت مىشود يا نه ؟ تو نيز چون جاثليق در امانى . رأس الجالوت گفت : آرى ، عين اين اسامى در زبور آمده است . امام ( ع ) فرمود : تو را به ده فرمانى كه خدا بر
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 284 | السيد محمد تقي المدرسي