سوگند بيشتر از آنچه او گفته بود بر ما ثابت شد او همچنين به ما گفته است كه ، تو را به خراسان مىبرند . امام ( ع ) فرمود : محمّد راست گفته است ولى ، مرا با تكريم و تعظيم و احترام بدانجا مىبرند . محمّد بن فضل روايت مىكند كه حاضران به امامت او گواهى دادند . امام ( ع ) آن شب را پيش ما بود و چون صبح شد سفارشهاى مورد نظرش را به من كرد و با حاضران خداحافظى كرد و رفت .
اين يكى از دهها داستانى است كه مىتوان از رويارويى امام ( ع ) با جريانهاى منحرف و مخالف اسلام ، بدان اشاره كرد . تاريخ هنگامى كه از امام رضا ( ع ) سخن مىگويد ، صرفا مقابله و مبارزههاى فكرى امام در جريانهاى مختلف را يادآور مىشود و آنها را براى ما نقل مىكند ولى ، از تغذيهء فكرى و خدمات گستردهء علمى آن حضرت براى ترقّى انديشه و اعتقاد امّت اسلامى مختصرا به بحث مىپردازد و از هدايت مستقيم امام ( ع ) و ارتباط ايشان با علماى مسلمان در جهت ارائه خدمات و احياى انديشهء ايشان يا از مجالس درسى كه در جامعه برپا مىكردهاند ، سخنى به ميان نمىآورد در حالى كه از خلال همين روياروييها مىتوانيم به نقش فكرى امام ( ع ) در داخل امّت اسلامى و بازگرداندن تعادل فكرى آن پى ببريم . به اعتقاد من ، در ميان همهء امامان معصوم ( ع ) دو امام نقش رهبرى انديشهء اسلامى را بر عهده داشتهاند ، امام باقر و امام رضا ( ع ) . ساير ائمّه ( ع ) همچنان كه مناقشات و مبارزات فكرى داشتهاند به امور ديگرى نيز مىپرداختهاند ولى ، ميزان مبارزههاى فكرى ، فلسفى ، اعتقادى و فرهنگى ايشان به اندازهء امام باقر و امام رضا ( ع ) نبوده است و اين خود ، مسؤوليت مهمّى است كه بايد آن را در خلال تاريخ بررسى كنيم يعنى ، ارتباط علومى را كه ائمّه ( ع ) به نشر آن مىپرداختهاند ، با شرايط تاريخى اين ائمّه بازشناسيم .
به ديگر سخن ، ائمّه ( ع ) در خلال تكامل بخشيدن به امّت كه بايد به اداى آن مىپرداختند ، به برآوردن نياز نسلهاى امّت اسلامى نيز اهتمام داشتند . ائمّه ( ع ) در مسيرى واحد گام برمىداشتند و هريك از ايشان نقشى را كه بر عهده داشت ايفا مىكرد ، ولى ، اين مانع از آن نمىشود كه دادههاى هر امامى را متناسب با شرايط تاريخى ايشان ندانيم . پديدهاى را كه ائمّهء معصومين ( ع ) با آن روبرو بودهاند مىتوان چنين بيان كرد : جنبشهاى مكتبى همچنان كه نتايج و آثار آن را به تفصيل بيان كرديم در مسير خود ، در پيدا كردن اعتقاد و طرز تفكّر شيعى ، موفقيّت چندانى به دست نياوردند اگر چه تمامى اين جنبشها از سرچشمهء زلال تشيّع جان گرفته بودند . عدم برخوردارى اين جنبشها از طرز تفكّر و اعتقاد خالص شيعى ، ائمّه ( ع ) را وامىداشت كه بيش از پيش به توضيح اعتقادات و اصول مكتب همت بگمارند .
از سوى ديگر ، همين ويژگى يعنى فاصله گرفتن جنبشهاى مكتبى از تفكّر و اعتقاد شيعى كه
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 286
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص٢٨٦