از نزديكانت آلوده خواهد شد مرا تصديق مىكنى ؟ هدّاب پاسخ داد : نه ، زيرا تنها خداست كه غيب مىداند . امام ( ع ) فرمود : آيا خدا نمىگويد :
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ
« * » رسول خدا در پيشگاه او برگزيده است و ما وارثان همان كسى كسى هستيم كه خداوند او را بر آنچه از غيبش اراده كرده ، آگاه گردانيده است و ما نيز به آنچه تحقّق يافته و تا روز قيامت تحقّق خواهد يافت ، آگاهى داريم و تو اى ابن هدّاب ، بدان آنچه را كه به تو خبر دادم در طول پنج روز اتّفاق خواهد افتاد و دروغگو باشم اگر پيشبينى من در اين مدّت تحقّق نيابد ولى اگر درست گفته باشم بدان كه تو خدا و رسول را انكار كردهاى . پيشبينى ديگرى نيز براى تو دارم ، بدان كه پس از چند روز بيمارى چشمى يافته و كور خواهى شد و ديگر قادر نخواهى بود كوهستانها و دشتهاى سرسبز را ببينى . پيشبينى ديگرى نيز دارم ، بدان كه به زودى سوگند دروغ خود را خواهى شكست و به همين سبب به مرض پيسى دچار خواهى شد . »
محمّد بن فضل مىگويد : به خدا سوگند هرچه امام ( ع ) گفته بود بر هدّاب نازل شد . به هدّاب گفتند : آيا امام رضا ( ع ) راست گفته بود يا نه ؟ وى پاسخ داد : به خدا سوگند همان وقت كه اين سخنان را مىگفت مىدانستم كه حتما چنين خواهد شد ولى از روى لجاجت آن را نپذيرفتم .
سپس امام ( ع ) به جاثليق رو كرد و فرمود : آيا انجيل ، به نبوّت محمّد ( ص ) اشاره كرده است ؟ وى پاسخ داد : اگر اشاره كرده بود ديگر نبوّت او را انكار نمىكرديم . امام ( ع ) فرمود : آن كدامين اسم در سفر سوّم است كه بدان تصريح نمىكنيد ؟ جاثليق پاسخ داد : اسمى از اسماء خداست كه جايز نيست بدان تصريح كنيم . امام ( ع ) فرمود : اگر ثابت كنم كه آن نام محمّد است كه عيسى آن را ذكر كرده و بد و اقرار كرده است و بنى اسراييل را به ظهورش بشارت داده است ، به دو اقرار مىكنى و از انكار خود دست مىكشى ؟ جاثليق گفت : اگر بتوانى چنين چيزى را ثابت كنى ، سخن تو را خواهم پذيرفت زيرا ، من نمىتوانم انجيل را انكار كنم . امام ( ع ) فرمود : سفر سوّم را كه نام محمّد و بشارت عيسى ( ع ) به ظهور حضرتش در آن است به من ده . جاثليق كتاب را به امام ( ع ) داد . امام تلاوت سفر سوّم انجيل را آغاز كرد تا به نام محمّد رسيد و فرمود : اى جاثليق ! اين فرد كيست ؟
جاثليق گفت : ويژگيهاى او را براى من توصيف كن . امام ( ع ) فرمود : او را توصيف نمىكنم ، مگر به آنچه خداوند او را توصيف كرده است . او صاحب ناقه و عصا و كساست ، پيامبرى امّى است كه نامش در تورات و انجيل آمده است . او پيامبرى است كه امر به معروف و نهى از منكر مىكند ، رزق و روزى حلال را حلال و اموال ناپاك را حرام مىدارد ، و زر و و بال مردم را از دوششان برمىدارد .
هامش
( * ) سورهء جن / 27 ، او داناى عالم غيب است و هيچكس بر عالم غيب او آگاه نيست مگر آن كس كه از رسولان خود برگزيده است .