تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
من عذابى « * » » 2 اين تنها يكى از دهها بارى بود كه امام ( ع ) اين حديث شريف را نقل كرد . از هاشمى روايت شده كه گفته است : چون على بن موسى الرضا ( ع ) بر مأمون وارد شد ، مأمون به سهل بن فضل دستور داد كه علماى مذاهب مختلف مثل : جاثليق ، رأس الجالوت ، سران مذهب صائبى ، هيربد بزرگ ، علماى زرتشتى ، سفاس رومى و متكلّمان را گرد آورد و پس از آن‌كه تجمّع اين عدّه به اطّلاع مأمون رسيد ، چنين گفت : آنها را بر ما وارد كن ، فضل بن سهل نيز چنين كرد . مأمون آنها را به گرمى استقبال كرد و گفت : من شما را براى امر خيرى گرد آورده‌ام و مايلم با پسر عمويم كه از مدينه آمده است مناظره كنيد ، قرار ما فرد است . فردا نزد من آييد و نبايد هيچ يك از شما تأخيرى داشته باشد . گفتند : اطاعت مىشود يا امير المؤمنين ، ان شاء اللّه فردا صبح زود به حضور شما خواهيم رسيد . هاشمى سخن خود را چنين پى مىگيرد : در حضور حضرت رضا ( ع ) نشسته بودم و سخن مىگفتيم كه ناگاه ياسر خدمتكار امام رضا ( ع ) وارد شد و گفت : سرورم ، امير المؤمنين به تو سلام مىرساند و مىگويد : برادرت فدايت باد ، علماى مذاهب مختلف و پيروان اديان گوناگون و متكلّمان از همهء نقاط مملكت بر من وارد شده‌اند اگر مايلى با ايشان سخن بگويى فردا نزد ما بيا و اگر از آمدن به آن‌جا ، ناخشنودى بر خود سخت مگير زيرا ما به سهولت مىتوانيم نزد تو آييم . امام ( ع ) فرمود : به او سلام برسان و بگو آنچه خواسته‌اى انجام داده‌اى ، إن شاء اللّه نزد تو خواهم آمد . حسن بن نوفلى هاشمى مىگويد : چون ياسر رفت ، امام ( ع ) به من رو كرد و فرمود : اى نوفلى ! تو عراقى هستى و عراقيها داراى طبيعتى ملايمند ، به نظر تو چرا پسر عمويت مشركان و سردمداران مذاهب مختلف را براى بحث با ما گرد آورده است . ؟ گفتم : فدايت شوم مىخواهد تو را بيازمايد و مىخواهد به ميزان علم تو آگاهى يابد ولى ، اين تصميم را بر اساس سستى ، بنيان نهاده است و به خدا سوگند چه بد تصميمى گرفته است . امام ( ع ) فرمود : مقصود او از اين كار چيست ؟ عرض كردم : متكلّمان و بدعتگذاران ، مخالف علما هستند و اين بدان سبب است كه علما جز منكران و سردمداران مكاتب منحرف و متكلّمان و مشركان و متحيّران را نفى نمىكنند ، اگر استدلال كنى كه خدا يكى است خواهند گفت : وحدانيّت او را ثابت كن و اگر بگويى محمّد ( ص ) رسول خداست خواهند گفت ، پيامبرى او را به اثبات رسان و پس از وارد كردن تهمت به فرد ، دليل او را باطل مىسازند و ان قدر مغالطه خواهند كرد كه شخص از گفتهء خود باز گردد ، فدايت شوم از ايشان پرهيز
هامش
( * ) « من خدايى هستم كه جز من خدايى نيست پس مرا بپرستيد ، هركس با اخلاص شهادت دهد كه جز خداى يگانه خدايى نيست به دژ من وارد شود و كسى كه به دژ من در آيد از عذاب من در امان خواهد بود . . . 2 »