خلفاى پيشين ، هنگامى كه با اينگونه جنبشها روبرو شد كوشيد تا با استعانت از انديشههاى غربى و شرقى توازن انديشه اسلامى را از راه تزريق افكار ارسطو و افلاطون و نظاير آنها به انديشهها و عقايد و علم كلام اسلامى برقرار سازد . نظام عبّاسى ، به نظامى شباهت داشت كه تنها جامهء اسلامى بر تن كرده بود ولى ، نوشيدن انواع و اقسام شراب در ميان سردمداران آن رواج داشت و با اين حال فرد ميگسار را مؤاخذه و دست دزد را قطع مىكردند . و حال اينكه در حقيقت ، خود حكومت عامل دزدى اين افراد به شمار مىرفت زيرا انتقال انديشههاى غربى و شرقى به انديشهء مشوّش آن روزگار اسلام ، معنايى جز به انحراف كشاندن امّت اسلامى نداشت .
امام رضا ( ع ) نجاتبخش امّت اسلامى
در اين اوضاع آشفته ، امام رضا ( ع ) پا به صحنه گذارد و امّت را از جوّ سياسى متزلزل ، كه به سهم خود در انديشهء جامعه انعكاس داشت ، نجات داد . امام ، زمانى وارد صحنه شد كه امّت اسلامى همزمان با ترجمهء كتابهاى غربى و شرقى آكنده از شرك و كفر و تسليمگرايى در برابر حكومت و نيز در بحبوحهء انتشار انديشههاى الحادى ، به سر مىبرد و اينچنين بود كه امام ( ع ) به ايفاى نقش مكتبى خود پرداخت .
امام ( ع ) چگونه به ايفاى نقش مكتبى خود پرداخت ؟
به تاريخ بنگريد و زمانى را از نظر بگذرانيد كه امام رضا ( ع ) بر طبق درخواست مأمون از مدينه به خراسان آمد ، سفرى كه از طريق بصره ، اهواز ، فارس ، طوس تا مرو ماهها به طول انجاميد . امام هركجا كه فرود مىآمد حديث معروف خود را ايراد مىكرد . روايت شده است ، زمانى كه امام رضا ( ع ) سوار بر استرى خاكسترى وارد نيشابور شد محمّد بن رافع و احمد بن حارث و يحيى بن يحيى و اسحاق بن راهويه و جمعى از علما ، لجام استر او را گرفتند و چنين گفتند : تو را به حقّ پدران معصومت براى ما حديثى نقل كن كه از پدرت شنيده باشى . امام ( ع ) در حالى كه جامهء خز دورويى بر تن داشت سر از كجاوه بيرون آورد و فرمود : « پدرم عبد صالح موسى بن جعفر ( ع ) فرمود : پدرم صادق جعفر بن محمّد ( ع ) فرموده است : پدرم ابو جعفر بن على باقر ( ع ) وارث علم انبيا فرموده است : پدرم على بن الحسين سيّد العابدين ( ع ) فرموده است : پدرم سرور جوانان بهشت امام حسين ( ع ) فرموده است : پدرم على بن ابى طالب ( ع ) فرموده است : از پيامبر خدا ( ص ) شنيدم كه فرمود : از جبرئيل ( ع ) شنيدم كه گفت : پروردگار فرموده است : « إنّى أنا اللّه لا إله إلّا أنا فاعبدونى ، من جاء منكم بشهادة أن لا إله إلّا اللّه بالإخلاص دخل حصنى و من دخل حصنى أمن