يك بار زمينى به نام « بشريه » را به سى هزار دينار خريدارى كرد ، چون بهاى زمين را آورد فروشنده گفت : من از اين سكّهها نمىخواهم بلكه خواهان فلان سكّه هستم ، امام نيز دستور آوردن آن سكّهها را داد ، بدين ترتيب اين سى هزار دينار به بيت المال امام ريخته شد و سى هزار دينار كه معادل قيمت آن زمين بود از سكّههاى ديگر بيت المال برداشت شد .
اين واقعه ما را به اين حقيقت آگاه مىكند كه حكومت بنى عبّاس در رويارويى با جنبش مكتبى به درجهء جنون رسيده بود و اين همان چيزى است كه بنى عبّاس را واداشت تا رهبرى اين جنبش يعنى ، امام موسى بن جعفر ( ع ) را از ميان بردارد ، از ميان برداشتن امام توسّط حكومت ، از اين طريق بود كه امام بيشتر سالهاى عمر خود را در زندان گذراند و به همين سبب امام ، در روايتى به يكى از شيعيان خود چنين پاسخ مىدهد - اين روايت از على بن سويد السائى نقل شده است - وى چنين مىگويد :
« امام موسى بن جعفر در نامهاى به من چنين نوشت : اوّلين كسى كه در اين شبها خبر مرگ مرا به تو بدهد خود من هستم ، اين خبر را در حالى به تو مىدهم كه هيچ جزع و فزعى نمىكنم و از كرده خود پشيمان نيستم و از قضا و تقدير محتوم الهى ، كوچكترين ترديدى در دل ندارم ، پس به دامان دين آل محمّد و نيز به دامان محكم جانشينان يكى پس از ديگرى چنگ بزن و در آنچه گفتند نرمش به خرج ده و خرسند باش . »
روايت شده است كه موسى بن جعفر ( ع ) سه روز قبل از وفات خود ، مسيّب را كه از اطرافيان برجستهء هارون به شمار مىآمد ، فرا خواند . وى مسؤول زندان امام بود . امام به او فرمود : « من تصميم دارم امشب به مدينه ، شهر جدّم رسول اللّه ( ص ) بروم تا با پسرم على پيمانى را ببندم كه پدرم با من بست . » من گفتم : « اى آقا چگونه به من دستور مىدهى كه درهاى زندان را به روى تو بگشايم و سپس آنها را قفل كنم در حالى كه نگاهبانان در نزديكى من كنار درها ايستادهاند . » امام ( ع ) فرمود : « اى مسيّب يقين خود را در خداى عزّ و جلّ و نيز دربارهء ما تقويت كن . » گفتم : « سرور من ! » فرمود : « ديگر ساكت شو . » گفتم : « سرورم به درگاه خدا دعا كن تا عزم مرا استوار گرداند . » امام فرمود : « خدايا عزم او را استوار گردان . »
از اينجا درمىيابيم كه جنبش مكتبى پيوسته در حال رشد و انتشار بوده است و اين خود هر روز حكومت بنى عبّاس را تهديد مىكرده است و چگونه ممكن است اين تزلزل در خلفاى بنى عبّاس يافت نشود در حالى كه به خوبى مىدانستند كه جنبش مكتبى ادامهء همان رسالت محمّد ( ص ) و استمرار همان مكتبى است كه رسول اكرم ( ص ) آن را به ارمغان آورده است بويژه آن كه ايشان دريافته بودند كه اين جنبش از نظر مالى هيچ كمبودى نداشت . افراد مكتبى خمس و
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: السيد محمد تقي المدرسي
ص١٨٧