تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
خبر وفات امام صادق ( ع ) را در خارج از كوفه ، در جمع برخى از يارانش ( كنار قبر امام على بن ابى طالب ) شنيد ، وى به دنبال آن‌كه به وفات حضرت ( ع ) آگاهى يافت فريادى كشيد و از هوش رفت ، چون به هوش آمد گفت : « آيا امام كسى را به عنوان جانشين برگزيده است ؟ » عربى كه خبر وفات امام را آورده بود گفت : « آرى ، پسرش عبد اللّه و پسر ديگرش موسى و ابو جعفر منصور را جانشين خود كرده است . » ابو حمزه لبخندى زد و گفت : « سپاس خدايى را كه ما را به سوى رشد ، هدايت كرد و فرزند بزرگ را براى ما شناساند و بر فرزند كوچك دلالت كرد و امرى بزرگ را پنهان داشت . » مقصود وى را از اين سخنان پرسيدند . گفت : « خداوند عيوب فرزند بزرگ را آشكار كرد و با افزودن فرزند كوچك به فرزند بزرگ ما را به سوى فرزند كوچك دلالت كرد . » امام وصيّت خود را براى منصور پوشيده داشت زيرا اگر منصور از وصىّ امام پرسش مىكرد گفته مىشد : تو خود وصىّ امام هستى 3 . قضيه از اين قرار است كه مقصود امام از آن‌كه فرزند بزرگتر خود ( عبد اللّه را كه پس از مرگ اسماعيل بزرگترين فرزند امام بود ) را همراه با فرزند كوچكتر يعنى امام موسى ( ع ) نام برده است ، آن بود كه فرزند بزرگتر از عيب مبرّا نبود و شايستگى جانشينى امام را نداشت ، بلكه مقصود امام از اين عمل آن بوده است كه موسى كاظم ( ع ) را به عنوان جانشين خود معرفى كند . امام با اين عمل جانشين حقيقى خود را بر منصور پوشيده داشت زيرا خود منصور را نيز در شمار جانشينان ذكر كرده بود . اگر قرار بود امامت به فرزند بزرگتر منتقل شود ، طبيعة عبد اللّه به امامت مىرسيد و نيازى به تعيين جانشين نبود و از طرفى هم امكان نداشت كه امام موسى بن جعفر ( ع ) و عبد اللّه هر دو جانشين امام گردند پس اين وصيّت دلالت بر جانشين حقيقى ، يعنى امام موسى ( ع ) داشت . ابو حمزهء ثمالى - رحمة اللّه عليه - به دنبال سخنان خود چنين گفته بود : « خداوند امرى بزرگ را پنهان داشت . » معناى پنهان داشتن اين امر بزرگ چيست ؟ مفهوم اين سخن آن است كه در وصيّت امام جعفر صادق ( ع ) سرّى پوشيده وجود داشت زيرا امام ، امامت را در پنج نفر تقسيم كرده بود ، معناى ديگر آن همان رازى است كه منصور دوانيقى با دستور قتل وصىّ امام - در صورتى كه امام شخص خاصّى را جانشين خود كرده بود - در صدد كشف آن بود . مفهوم سوّم اين سخن ، از نظر دينى و مذهبى آن است كه : « امامت در مكتب رسالت به سنّ و سال و وراثت بستگى ندارد ، افراد مكتبى ، به ائمّهء معصومين تنها به اعتبار آن‌كه ايشان فرزندان رسول اللّه ( ص ) هستند ، اعتقاد نداشتند بلكه باورشان آن بود كه ائمّه ، عالمترين و فاضلترين و خوش اخلاق‌ترين افراد زمان خود بوده‌اند و كاملترين صفات را در برداشته‌اند و در نتيجه شايسته‌ترين