پسرش يحيى ترحّم مىكند ، اين عدّه در دل مىگويند كه يحيى با اجازهء امام زمانش قيام نكرده و به قتل رسيده است و به همين دليل اهل دوزخ است . پس چگونه امام ( ع ) بر او مىگريد ؟ گروه مزبور در اين مسأله با يك تناقض روبرو مىشوند .
ولى واقعيّت آن است كه هيچ تناقضى وجود ندارد ، امام صادق ( ع ) هركس را كه قصد شوريدن عليه حاكم سركش زمان خود را داشت و بر شيوهء صحيحى حركت مىكرد تأييد مىفرمود و براى شخص خود اهميّتى قايل نبود .
با اين ارزيابى ، مىتوانيم بسيارى از نقاط پوشيدهء تاريخ اسلام را درك كنيم و از آن پرده برداريم .
در مباحث آينده به اين حقيقت خواهيم رسيد كه ائمّه ( ع ) و بويژه امام موسى بن جعفر ( ع ) بعضى از جنبشها و اشخاص را تأييد مىكردند . به طورى كه يك پژوهشگر سطحى اين مواضع را تناقضى در خط مكتبى ائمّه ( ع ) مىپندارد .
پىنوشتها :
( 1 ) - اين خليفه همان متوكّل عبّاسى است كه امام هادى ( ع ) را در سال 236 ه احضار كرد .
( 2 ) - كافى ، ج 2 ، ص 222 .
( 3 ) - بحار الانوار ، ج 47 ، ص 192 .
( 4 ) - همان مأخذ ، ج 47 ، ص 196 .
( 5 ) - همان مأخذ ، ج 45 ، ص 365 .
( 6 ) - همان مأخذ ، ج 47 ، ص 243 .