دلايل سقوط حكومت اموى
سقوط حكومت بزرگ اموى و به دنبال آن بر پايى حكومت عبّاسى مسألهء سادهاى نيست .
از نظر سياسى دليل سقوط حكومت اموى طغيان و فساد رهبرى آن و تناقض و اختلاف در اركان اين حكومت بود .
علّت ديگر سقوط اين حكومت ، انقلاب تودههاى مستضعف اعم از انقلاب مكتبى و معتزله و مرجئه و بالاخره خوارج و ديگران عليه اين حاكميّت بود . اين علل با يكديگر دست بدست هم دادند و در نتيجه سقوط حكومت اموى را به دنبال داشت . فردى از يكى از رؤساى حكومت اموى پس از سقوط آن چنين پرسيد :
دليل از ميان رفتن حكومت شما چه بود ؟
وى چنين پاسخ داد : « ما به جاى پرداختن به امور ضرورى به لذّتجويى از دنيا پرداختيم و به رعيّت ظلم كرديم لذا از انصاف ما نااميد شدند و تصميم گرفتند از شرّ ما رها شوند ، در حقّ كسانى كه به ما خراج مىدادند بىعدالتى شد لذا ايشان از ما كناره گرفتند و بدين ترتيب آباديهاى ما خراب و خزانههاى ما خالى شد ، از سويى به وزراى خود اطمينان كرديم ولى آنها منافع خود را بر منافع ما ترجيح دادند و امور را بدون حضور ما رتق و فتق مىكردند و چگونگى آن را از ما پنهان مىداشتند ، پاداش نظاميان ما به تأخير افتاد لذا از اطاعت ما خارج شدند و هنگامى كه دشمنان ما ايشان را به همكارى دعوت كردند به سوى آنها جذب شدند و با ما به جنگ پرداختند ، دشمنان ، ما را به جنگ مىخواندند ولى ما به دليل نداشتن ياور از رويارويى ايشان ناتوان بوديم . 1 »