تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
باز نگردد و پس از آن يحيى خداحافظى كرد ، يحيى سخن خود را چنين ادامه مىدهد : « پس از اين ديدار ، دوباره به مكانى رفتم كه عيسى را قبلا ملاقات كرده بودم تا اين‌كه دوباره او را ببينم ولى اين بار ديگر به ديدارش موفّق نشدم و همان اوّلين ديدار و آخرين برخورد من با او بود . 6 » برخى اعتقاد دارند كه عيسى در آن روزها بيش از يك سقّا نبوده است ولى حقيقت امر اين است كه شغل وى صرفا پوششى امنيّتى از حكومت تروريستى آن زمان بوده است . وى در خلال زندگى خود در كوفه با افراد مكتبى ارتباط داشته است و در آن شرايط سخت مشغول تربيت ايشان بوده است 7 . يكى از راويان به نام منصور چنين نقل مىكند : « من و عدّهء كمى از افراد مكتبى ، عيسى را مىشناختيم و با او رابطه داشتيم ، وى ما را در صحرا ملاقات مىكرد و به ما مىگفت كه بايد با ما نشستى داشته باشد و سخنان بسيارى را در ميان مىگذارد . وى مىگفت : شما خود شاهد وضعيّت من هستيد و مىدانيد كه اگر حكومت به محلّ اختفاى من پى ببرد بىگمان مرا خواهد كشت . » عيسى در آن شرايط دشوار با ايشان تماس مىگرفت و به آنها جهت مىداد و آنها نيز به سهم خود به مردمى كه در جامعهء كوفه زندگى مىكردند جهت مىدادند و اين‌چنين مشعل رسالت را دست بدست به پيش مىبردند و نمىگذاشتند لحظه‌اى به زمين افتد زيرا ، اگر مشعل رسالت سقوط مىكرد تاريكى تمام جهان را در بر مىگرفت و ديگر نور هدايت روشنى نمىبخشيد و ديگر افرادى چون من و تو چنين ارزشهايى را به دست نمىآورديم ، اگرچه نمىتوان ما را مظهر كامل اين ارزشها دانست امّا همين ميزان از ارزشها را نيز مديون قهرمانانى هستيم كه براى حاكميّت اصول اعتقادى خود چون سربازانى گمنام زيستند . عيسى وفات كرد و همچون سقّايى ( نه كمتر و نه بيشتر ) به خاك سپرده شد . هيچ‌كس در كوفه جز همسر و فرزندان وى كه پدر خود را سقّايى از سقّاهاى كوفه مىدانستند بر مرگ او آگاهى نيافت . عيسى را در كوفه به خاك سپردند ولى برخى اعتقاد دارند كه بين حلّه و كوفه قبرى وجود دارد كه به او منتسب است . پس از تدفين عيسى « صاحب زعفرانى » با افراد مكتبى تحت سرپرستى خود و به اصطلاح امروز با « تيم » خود تماس گرفت و به ايشان چنين گفت : « امروز وظيفهء ما چيست زيرا همهء ما به اعدام محكوم شده‌ايم ؟ » به نظر مىرسد تنها عيسى نبوده كه پنهان شده و در حال پنهانى كارهاى خود را به پيش مىبرده است ، بلكه كسانى كه با او ارتباط داشته‌اند نيز پنهان بوده‌اند . يكى از ايشان نجارى مىكرده و ديگرى كشاورزى ، در حالى كه اين افراد در گذشته فرماندهان ارتش بوده‌اند و از بزرگان و شخصيّتهاى مهمّ به شمار مىآمدند ولى از تمامى اين مقامها چشم پوشيدند ،