تخطي إلى المحتوى الرئيسي

امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١

شرايط ، زيد را به شتاب در انقلاب وامىدارد

واقعه‌اى كه ذكر مىكنيم موجب شد ، زيد در نهضت خود شتاب كند : خليفهء اموى ، يك فرد طرفدار زبير را به حكومت مدينهء منوّره گماشت ، اين والى ، فردى متعصّب و سختگير بود . وى با اهل بيت و از جمله با زيد بن على با خشونت رفتار مىكرد . زيد ، بهترين راه حل اين مشكل را رفتن به شام و اتمام حجّت با هشام بن عبد الملك - خليفهء اموى آن زمان - دانست . وى به شام رسيد و به دربار خليفه نزديك شد ولى ، همين‌كه خواست به دربار وارد شود هشام مسأله را دريافت و براى خوارى او ، از ورودش جلوگيرى كرد ، زيد دوباره به دار الخليفه آمد و باز از ورود وى جلوگيرى شد . زيد ، براى بار سوّم و . . . به دار الخليفه مراجعه كرد تا اين‌كه چهل روز گذشت و او همچنان نتوانست به دار الخليفه وارد شود . اين عمل براى شخصيّتى بزرگ همچون ، زيد بن على اهانتى بزرگ به شمار مىآمد ، او در آن روزگار ، شيخ علويان محسوب مىشد و 42 سال عمر خود را در زهد و عبادت سپرى كرده بود . وى هنگامى كه خود قرآن مىخواند يا در برابرش قرآن تلاوت مىكردند ، مىگريست . او بسيار سخاوتمند بود و بارها دارايى خود را در راه خدا انفاق كرده بود . او را ، هم پيمان قرآن و يار مسجد و همچون پدرش ذو الثغنات ( صاحب پينه‌ها ) مىناميدند . وى ، فقيهى بىنظير به شمار مىرفت و كتابهاى گوناگونى تأليف كرده بود . هم‌اكنون نيز كتابهايى به زيد نسبت داده مىشود كه زيديه بر آن تكيه دارند . اين شخصيّت ، يك فرد عادى نبود و اهانتى هم كه متوجّه او شد ، بسيار بزرگ مىنمود . اين شخصيّت ، مدّت چهل روز اجازهء ديدار هشام را نيافت ولى سرانجام با اصرار زياد موفّق شد كه با وى ملاقات كند . هشام نسبت به على بن الحسين ( ع ) و فرزندانش كينه‌اى شخصى در دل داشت . قصّهء هشام را همه مىدانند ، هنگامى كه او وليعهد بود ، به مكّه مكّرمه وارد شد و انبوه مردم را اطراف خانهء خدا مشاهده كرد و نتوانست حجر الاسود را لمس كند در حالى كه مردم راه را براى امام زين العابدين ( ع ) باز مىكردند ، در اين هنگام فرزدق وارد شد و اشعارش را كه در مدح امام بود خواند ، اين قصّه ، انقلاب عليه طاغوت را موجب شد و به صورت ضرب المثل درآمد ، لذا هشام نسبت به اين خانواده كينه‌اى شخصى احساس مىكرد ، به همين سبب ، براى زيد جا باز نكرد ، زيد وارد مجلس شد و جايى براى نشستن نيافت لذا مجبور شد در پايين مجلس بنشيند ، ولى اين عمل
امامان شيعه و جنبشهاى مكتبى ( فارسي ) — صفحة 101 | السيد محمد تقي المدرسي