خدا ديدهاش را از ديدارم فروبست ! » « 1 »
كافران در شكنجه دادنِ نخستين مؤمنان ، روشهايى مىپيمودند ، آنان را در وسط روز بر ريگهاى داغ مىافكندند و آبشان نمىدادند ! و زره آهنين بر بدنشان مىپوشاندند تا پوست بدنشان كباب شود ! در شكنجه دادن حتى بر زنان هم رحم نمىكردند ! نخستين زن شهيد در اسلام « سميّه دختر خبّاط » مادر عمّار ياسر بود .
آرى هرگونه شكنجه كه فاطمهء زهرا عليها السلام نسبت به مؤمنان مىديد ، براى او و رفعت درجهء ايمانش ، آزمايشى بود ، دشوارتر از آزمايش ديگر . علاقهء شديد او به پدر سبب مىشد كه بار سنگين رنجهايش ، فاطمه عليها السلام را متألّم سازد ! و آزار و اذيّت كافران و تصميم آنها بر قتل پيامبر ، قلب فاطمه را بيازارد .
به موجب برخى روايات ، ابوجهل مىخواست آن حضرت را با خنجر بهقتل رساند چنان كه بارها با سنگ بر وجود مباركش حمله برد و موارد ديگرى از اين قبيل ، كه اينها فاطمه را رنج مىداد ؛ همچنانكه از درد و رنج مسلمانان و مستضعفان و بردگان و شكنجهء آنها نيز متأثر بود ، چنان كه گويى سوزش آفتاب و شعلهء گزندهء صخرههاى داغ مكّه وجودش را مىآزرد و بر پيكر نازك خود اثر تازيانههايى را كه قريش بر گُردهء مؤمنان مستضعف مىنواختند ، احساس مىكرد .
دختر خردسالِ باايمان ، از عقل و خِردِ آن گروه ستيزهگر ، كه خرد و انديشه را در امور به كار نمىبستند ، در شگفت بود كه چرا اينها از خود نمىپرسند افراد تحت شكنجهء آنها از چه رو برايمانشان افزوده مىگردد و هر روز از سختى شكنجه چنان آزار مىبينند كه گويى مىميرند وزنده مىشوند ، اما بهرغم آنهمه شكنجه ، دست از اسلام برنمىدارند ، بلكه آبديدهتر و مقاومتر مىشوند ؟ ! و اين خود دليل بر اين است كه آنها شيرينى ايمان را چشيده و در نفوس پاك و قلبهاى پاكيزهشان تأثير عميق نهاده است ، ولى مُعاندان حتى يك لحظه به راه راست برنمىگردند و به خود نمىآيند تا در اين حقيقت آشكار تأمّل كنند .
هامش
( 1 ) - سيرهء ابنهشام ، ج 1 ، ص 335 - 336