تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
بهشت و دوزخ را توصيف مىكرد ، به طورى كه گويى آن را مشاهده مىكنى و مؤمنان را در فضايى قرار مىداد كه با جامعهء آن روز فرق داشت . فاطمه عليها السلام از اين فضاى پاك و روحانى ، بهره مىجُست و قلب شاداب آن دخترِ چهار يا پنج ساله از معنويت لبريز مىشد و بر فضايل و حُسنِ اخلاقش مىافزود . با اين‌كه دعوت پنهانى و فردى صورت مىگرفت ، اخبار آن به قريش مىرسيد ، ولى چندان بدان اهمّيت نمىداند . شيخ محمّد غزالى در كتاب خود ( فقه السيره ) « 1 » گويد : « اخبار به قريش مىرسيد ، امّا بدان اهتمام نمىورزيدند ؛ شايد آنها گمان مىكردند كه محمّد صلى الله عليه و آله يكى از موحّدان ؛ نظير اميّة بن أبي صلت ، قسّ بن ساعده ، و زيدبن عمرو بن نوفل و . . . باشد كه از الوهيّت و حقوق خداى يگانه سخن مىگفتند ، با اين حال از پخش شدن خبر اين دعوت و گسترش آثار آن ، احساس ترس كرده ، بر آن شدند كه روندِ كارِ محمّد صلى الله عليه و آله و دعوت او را دنبال كنند . » قريش ، پيامبر را به‌دقّت زير نظرداشت وفاطمه ازچشمهء زلال‌معارف‌ِاسلامى سيراب مىشد ؛ زيرا به اين چشمه نزديك بود . پدرِش پيامبر و مادرش از نخستين مؤمنان بودند . روزها گذشت و سه سال دعوتِ مخفيانه به پايان نزديك مىشد و فاطمه هفت سال از عمرش تمام شد و وارد هشت سالگى گرديد ، ولى هنوز دعوت سرّى بود ، در خلال اين فترت انجمنى از مؤمنان تشكّل يافت و دست برادرى و هميارى به هم دادند و در تبليغِ رسالت و تثبيت آن كوشيدند . آنگاه وحى نازل شد و پيامبر را به دعوت و انذار قوم خود و رو در رويى با باطل و هجوم بر بت‌هايشان ، به وسيلهء حكمت و موعظهء نيكو فرمان داد . اين حوادث كه در جزيرة العرب موجى به پا كرده بود ، فاطمه را بكلّى از سرگرمىهاى شخصى ، باز مىداشت و در حالِ كودكى ، بيدار مىساخت و خيال‌هاى كودكانه را با حوادث سهمگينى كه بعثت به وجود مىآورد ، مىآميخت . در هفت‌سالگى خود را با حوادث تكان‌دهنده و دشوار روبرو مىديد و در برابر شعله‌هايى كه بت‌پرستان سركش در برابر آيين جديد ( اسلام ) برافروخته بودند ، ايستادگى مىكرد .
هامش
( 1 ) - فقه السيره ، ص 176 ، با تلخيص .