آتش زنه را بر هم زد ، روشنگر باشد . » « 1 »
آرى ، اين است نياى پاك ، كه تن به افسونِ زيبا رويان مكّه نمىدهد ؛ شهرى كه در آن عادات جاهليّت موج مىزد و رذائل اخلاقى شيوع داشت . در اين شهر عبداللَّه داراى قلبى است كه عفّت ، طهارت و پاكدامنى از آن مىجوشد و موج مىزند ، هر قدمى كه برمىداشت بر محاسبهء پاكى و مقياس عفاف و رهگذر پاكدامنى بود .
اين است ذريّهاى كه هر يك به ديگرى پيوند خوردهاند و خاندانى كه در فضاى عطرآگين شرف و سيادت ، از فضايل اخلاق و خصالِ خجسته برخوردارند .
جدّهء زهرا ، آمنه بنت وهب
آمنه ، بانويى پاك بود ، كه خدايش از ميان زنان جهان برگزيد تا مادرِ سرور انسانها باشد ، در رحم خود او را بپروراند و با خون و عواطف خويش تغذيهاش كند .
او گرامىترين دوشيزهء قريش ، از بنىزهرةبن كلاب ، برادر قصىّ بود و اين دو ، شريفترين افراد قريش بودند . پدرشان وهب پسر عبدمناف بود كه در شرف و نَسب ، آقايى داشت و مادرشان از فرزندان عبدالدار بود .
بدينسان ، آمنه برگزيدهء قريش از جهت پدر و مادر است ، كه عبداللَّه پسر عبدالمطّلب وى را به همسرى برگزيد و اين زوج گرامى ، برگزيدهء نخبگان قريش بودند ؛ چنان كه رسول مكرّم صلى الله عليه و آله فرمود :
« خداوند همواره مرا از صلبهاى پاك به رحمهاى پاك منتقل مىكرد ، در حالى كه پيراسته و مهذّب بودم و اگر نسلى دو شاخه مىشد ، من در بهترين آنها قرار داشتم ! »
هامش
( 1 )- إنّي رأيتُ مخيلة عرضت * فتلألأت بحناتم القطر
فلمائها نور يضيء له * ما حوله كاضائة الفجر
ورأيته شرفا ابوء به * ما كلّ قادح زنده يورى