عبدالمطّلب به پسرش زبير سفارش كرد و زبير به ابوطالب و او به عباسبن عبدالمطّلب .
پايبندى به عهد و پيمان از صفات برجسته است كه همواره مايهء افتخار بوده و ياد آن بر زبانها جارى گشته است و چنين بود عبدالمطّلب جدّ بزرگِ فاطمهء زهرا عليها السلام ، و مىدانيم كه اوصاف به وراثت از پدران به فرزندان و نوادهها منتقل مىشود و فروع از اصول ، مايه مىگيرد و بدين گونه بود كه زهرا از دودمان پاك مصطفى صلى الله عليه و آله برگزيدهء گزيدهها است .
يكى از وقايع و شواهد تاريخى كه دلالت دارد عبدالمطّلب مردى مبارك بود و پيوند روحى با خدا داشت ، داستانى است كه رقيقه دختر صيفى بن هاشم ، نقل مىكند ؛ او مىگويد :
« سالهاى قحطى بر قريش گذشت كه دارايىها بر باد رفت و جانها در معرض هلاكت قرار گرفت . در خواب شنيدم هاتفى را كه مىگفت : اى گروه قريش ! پيامبرِ مبعوث از شما است كه زمان ظهورش مىرسد و براى شما باران و خرّمى و فراوانى نعمت را مىآورد .
اينك بنگريد مردى شريف را ، با استخوانهاى درشت ، سفيد روى با ابروان به هم پيوسته با مژههاى بلند ، موى مجعّد ، گونههاى هموار و بينى كشيده ؛ او و همهء فرزندانش جمع شوند و از ميان هر قبيله مردى بيايد و خود را پاك و پاكيزه كنيد و خوشبو سازيد و ركن « حجر الأسود » را استلام كنيد ، آنگاه بر قلّهء ابوقبيس رويد و آن مرد از خدا باران طلب كند و شما آمين گوييد ، كه براى شما باران ببارد . صبح شد و اين خواب را براى آنها گفتم . »
بررسى كردند ديدند مردى كه اين صفات را دارد عبدالمطّلب است . همه نزد او گِرد آمدند و از هر قبيله مردى آمد و همان كار كه در خواب ديده بودم ، انجام دادند و بالاى كوه ابوقبيس رفتند و با آنها كودكى بود كه بعداً به رسالت مبعوث شد ! عبدالمطّلب پيش آمد و گفت : بار خدايا ! اينها بندگان تو و فرزندان بندگان تو و كنيزان و دختران كنيزان تو هستند و ما را پيش آمدى شده كه خود مىبينى ، سالهاى قحطى بر ما گذشته و چهارپايى باقى نگذاشته و بر جانها تاراج زده ، پس قحطى از ما بردار و باران و فراوانى نعمت بر ما ارزانى دار ! ديرى نگذشت كه سيلها جارى شد و به بركت رسول خدا صلى الله عليه و آله مردم
إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 37
مساهمون: محمد عبده اليماني
ص٣٧