هاشم يكى از اجداد زهرا است ، وى مردى كريم بود كه كرامتش ضربالمثل بود و دربارهء آن اشعار مىسرودند ، بهويژه در سختىها و بحرانها ؛ زيرا گوهر مردان را در ناملايمات مىتوان دريافت . هاشم چشمهء خير و كرم بود و همين بس كه قرآن كريم از كوچ قريش در دو فصل ياد كرده :
ص لِإِيلَافِ قُرَيْشٍ * إِيلَافِهِمْ رِحْلَةَ الشِّتَاءِ وَالصَّيْفِ * فَلْيَعْبُدُوا رَبَّ هَذَا الْبَيْتِ * الَّذِي أَطْعَمَهُمْ مِنْ جُوعٍ وَآمَنَهُمْ مِنْ خَوْفٍش
و نيز هاشم را منصب « سقايت و رفادت » « 1 » حج بود و چون موسم حج فرامىرسيد در ميان قريش مىايستاد و مىگفت :
« اى گروه قريش ! شما همسايگان خدا و خاندان او هستيد ، زائران خدا دراين موسم مىآيند و حرمت خانهء خدا را بزرگ مىشمارند . آنها ميهمانان خدا هستند و شايستهترين مهمان براى ارج نهادن ، مهمان خداست . خداوند شما را براى اين منظور برگزيده و بدان گرامى داشته و به عنوان بهترين همسايه ارج نهاده است . پس مهمانان و زائران خدا را گرامى بداريد . آنها ژوليده و گردآلود ، از شهرهاى دور با شتران لاغر مىآيند و رنج راه را پذيرا شده به اين ديار مىشتابند . شما بايد از آنان پذيرايى كنيد و به آنان آب دهيد . »
به دنبال اين سخنان قريش از زائران پذيرايى مىكردند تا آنجا كه اگر خانوادهاى اندك توشهاى داشت ، آن را براى ميهمانان خدا مىفرستاد و خود هاشم نيز سرمايهء كلانى براى اين كار اختصاص مىداد و خوراك حاجيان را فراهم مىساخت و نان و گوشت و روغن و خرما و قاووت براى آنان تهيه مىكرد و به سرزمين « منا » آب مىفرستاد ، با اينكه آن روز در آن سرزمين آب كمياب بود و اين پذيرايى ادامه داشت تا مردم به شهرهاى خود باز گردند . « 2 »
در كتاب « منتقى » آمده : هاشم با شخصيتترين فرد قريش بود ، او سفرهاى گسترده
هامش
( 1 ) - سقايت و رفادت : آب دادن به حاجيان و توليت امر كعبه و اداره شهر مكه .
( 2 ) - طبقات ابنسعد ، ج 1 ، ص 78