زهرا عليها السلام :
1 - گويند بدين جهت زهرا ناميده شد ، كه او شكوفهء [ درخت وجود مبارك ] مصطفى بود و نيز گويند : بدان جهت او را زهرا ناميدند ، كه سفيد و نورانى بود . از جعفر بن محمّد از پدرش نقل شده كه گفت :
« از اباعبداللَّه عليه السلام پرسيدم كه چرا آن حضرت ، زهرا ناميده شده ؟ فرمود : زيرا هر گاه در محراب عبادت خود مىايستاد ، نور وجودش به اهل آسمان پرتو مىافشاند ، چنان كه نور ستاره به اهل زمين . »
2 - آن حضرت ، صديقه ، مباركه ، طاهره ، زكيّه ، راضيه و مرضيه لقب داده شده كه هر يك آيتى است از صدق ، بركت ، طهارت ، رضا و اطمينان نفسِ او .
3 - و بتول « 1 » نيز بدان جهت لقب داده شد كه صفاتش جداى از صفات ساير مردم بود و خداى متعال او را بر ساير زنان در حُسن و فضل و شرف امتياز داده بود ، يا از آنرو كه از خلق بريد و به خدا پيوست .
در تاج العروس آمده است : فاطمه دختر پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بتول ناميده شد ؛ زيرا او از جهت منزلت در پيشگاه خداوند متعال ، به مريم شباهت داشت .
ثعلب گويد : « به دليل برترى او بر ساير زنانِ اهل زمان خود و امتياز او بر زنان امّت از جهت دين ، نَسَب و عفت ، سرور زنان عالم است » .
و نيز گفته شده : بتول بانويى است كه از دنيا بريده و به خدا پيوسته و از اين رو فاطمه را لقب بتول دادهاند ، چنان كه در « تاج العروس » آمده است : مريم و فاطمه عليهما السلام را بتول گفتند كه بر زنان عصر خود در فضل و دين برترى داشتند و از دنيا بريده و به خدا پيوستند .
امّ ابيها ( مادر پدرش ) :
لقب « امّ النبى / مادر پيامبر » يا امّ ابيها ، به فاطمه عليها السلام اطلاق مىشود ؛ با توجّه به اين معنى ، نويسندگان هر يك بر حسب ذوق و قريحهء خود ، براى آن تفسيرى ذكر كردهاند كه
هامش
( 1 ) - يقال : بتله بتلأ اى قطعه و ابانه . و تبتل الى العبادة : أيتفرغ لها و انقطع ، والبَتُول ( بفتح الباء وضمّ التاء ) .