تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
فردا از آن پوزش طلبى و از آنچه در دست مردم است خود را نااميد ساز كه نوميدى از آنچه در دست مردم است همان بىنيازى واقعى است . » و هم از على عليه السلام شنيده بود كه فرمود : « بايد در قلب خود احتياج به مردم و بىنيازى از آنها را جمع كنى ، احتياج تو به آنها در نرمىِ سخن و چهرهء نيكوى تو باشد و بىنيازيت از آنها در حفظ آبرو و بقاى عزتت باشد . » از اينرو ، آن حضرت از دنيا بريد و از زيورها و لذت‌هاى آن كناره گيرى كرد ! در سراسرِ زندگى او ديده نشد كه براى دنيا ، پاكى نفس و عزت و قناعت را از دست داده باشد . در برابر ناملايمات زندگى جامهء زيباى صبر در برداشت و با مشقّت‌هاى دنيا مىساخت و زبانش به ذكر مولايش شاداب بود . همّتِ زهرا عليها السلام براى آخرت بود و به زيور دنيا دل نبست . چنان كه پدرش فرموده بود : « كسى كه صبح كند و تمام توجّهش به دنيا باشد ، كار او پريشان گردد و جمع او پراكنده شود و فقر خود را پيشِ روى خود ببيند و از دنيا بهره نبرد جز آنچه براى او مقرَّر شده است و آن كس كه صبح كند و همِّ او آخرت باشد ، خداوند پريشانىاش را جمع آورد و دارايىاش را حفظ كند و بىنيازىاش را در قلبش قرار دهد و دنيا در برابر او تسليم شود . » فاطمه ، به آداب و تربيت پدرش مصطفى صلى الله عليه و آله مؤدَّب بود و از او شنيده بودكه فرمود : « پروردگار بزرگ من بطحا و مكه را به صورت طلا عرضه داشت ، گفتم : نه ! اى پروردگار ، بلكه مىخواهم يك روز گرسنه باشم و يك روز سير ، روزى كه گرسنه‌ام ، به درگاه تو تضرّع و دعا كنم و روزى كه سيرم تو را حمد و ثنا گويم . » به اين گونه ، آن بانوى گرامى طورى تربيت شد كه به دنيا زُهد ورزد و از متاعِ دنيا چشم بپوشد و از زيور و تمايلات آن رخ برتابد .