وفات پيامبر صلى الله عليه و آله
هنگام رحلت از دنياى فانى و اجابت دعوت آفريدگار بزرگ فرا رسيد و زمان ديدار خداوند نزديك شد . مشيّت حق بر اين قرار گرفته است ، چنان كه قرآن كريم مىگويد :
إِنَّكَ مَيِّتٌ وَإِنَّهُمْ مَيِّتُونَ
« تو هم خواهى مرد و آنها نيز مىميرند . »
أَفَإِنْ مِتَّ فَهُمْ الْخَالِدُونَ
« اگر تو بميرى ، آيا آنها جاودان خواهند زيست ؟ »
وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌ قَدْ خَلَتْ مِنْ قَبْلِهِ الرُّسُلُ أَفَإِنْ مَاتَ أَوْ قُتِلَ انْقَلَبْتُمْ عَلَى أَعْقَابِكُمْ
« محمد غير از پيامبرانى نيست كه قبل از او آمدند . پس اگر او بميرد يا كشته شود آيا عقب گرد خواهيد كرد ؟ »
كُلُّ نَفْسٍ ذَائِقَةُ الْمَوْتِ
« هر انسانى مرگ را خواهد چشيد . »
آثار و نشانههاى وداع با زندگى و زندگان در سيماى مصطفى صلى الله عليه و آله نمودار شد و از خلال گفتارها و رفتارهايش مشاهده مىگرديد . در رمضان سال دهم هجرى بيست روز اعتكاف نمود ، حال آنكه بيش از ده روز اعتكاف نمىكرد ، گويى احساس مىنمود كه رمضان آينده و سال يازدهم را در جوارِ پروردگار و با حضرت دوست خواهد بود ! جبرئيل قرآن كريم را دوبار بر آن حضرت خواند . با معاذ آن سخن را گفت كه ديديم و در حجةالوداع آن سخنان را فرمود كه شنيديم . رفتار و اعمال او پيش از توديع ، خبر از وداع حضرتش با زندگى و زندگان مىداد ! همهء اينها بيانگر چيزى بود كه دريافت نموده و آن را اعلان مىفرمود .
در اوايل ماه صفر يازدهم هجرى پيامبر به احد رفت و بر شهيدان درود فرستاد ، همانند كسى كه با زندگان و مردگان وداع مىكند ، آنگاه به مسجد آمدند و گفتند : « من