در كنار او مىنشيند . مصطفى صلى الله عليه و آله با نگاه خود از گردنبند مىپرسد و او آغاز سخن كرده مىگويد : « گردنبند را فروختم و با پول آن بندهاى خريدم و آزاد كردم ! » در اين حال برق شادمانى و خرسندى در سيماى پيامبر مىدرخشد ! چه زيبا بود ! هوشمندى فاطمه با ديدار پدر . چه زيبا بود هوشمندىاش كه با احساسى پر شكوه دريافت بدون اينكه پدر سخن بگويد ! چه شگفت بود زيبايى انديشهاش براى خشنود ساختن پدر !
آرى چنين شعور ظريف و احساس لطيف . چه زيباست اين عبارت كه بهترين توصيف و حقيقت نَسَب را با خود حمل مىكند آنگاه كه مصطفى صلى الله عليه و آله مىگويد :
« أَنْتِ بِنْت أَبِيك » ؛ « تو دختر پدرت هستى . »
چقدر خوشوقت بود ، از اينكه امرى مباح و زيورِ حلال را به خاطر خشنودى پدرِ محبوب خود ، رسولخدا صلى الله عليه و آله رها مىكند ؛ زيرا خشنودى پدر خشنودىِ خداست . فاطمه نارضايى مصطفى صلى الله عليه و آله را احساس كرد و اين خود موجب آزادىِ بندهاى از بندِ بردگى و ذلّتِ عبوديت ديگران شد . چه زيبا است ! رضاى پيامبر صلى الله عليه و آله آنگاه كه راضى شود و چه ناگوار است غضب او هنگامى كه خشم گيرد . خشنودى براى خدا و ناخرسندى براى خدا . محبّت براى خدا و بيزارى براى خدا . ايجاد رابطه براى خدا و قطع رابطه براى خدا .
بخشش براى خدا و امساك براى خدا . و هر عمل ديگرى كه مىكند تنها براى خداى يگانهاى است كه شريك ندارد .
اين ويژگى مهم ديگرى بود ، براى دختر مصطفى صلى الله عليه و آله ، كه زيورِ طلا را دربر نكرد در حالىكه بر زنان مسلمان چنين چيزى حرام نبود ، اما در مورد فاطمه مطلب به گونهاى ديگر است ؛ او دختر رسولاللَّه صلى الله عليه و آله است . او فاطمه زهرا عليها السلام است و اگر قرآن مىگويد :
« همسران پيامبر همچون زنان ديگر نيستند . » يَا نِسَاءَ النَّبِىِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِنْ النِّسَاءِ
پس چگونه است ، آن كه محبوب رسولاللَّه و پارهء تن اوست ؟
به اين گونه قدر و منزلت اين بانوى بزرگوار و محبوب و انسان با عظمت را مىتوانيم بشناسيم و بدانيم كه چرا او دوست نداشت طلا در بر كند ؟ ! در حالى كه براى زنان مسلمان جايز بود . اينها و نظاير آن ويژگىهايى است كه اين سيدهء بتول ، دختر مصطفى ، بدان ممتاز گرديده است .
إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 235
مساهمون: محمد عبده اليماني
ص٢٣٥