نمودهاند ، مُحل شوند و آن را عمره قرار دهند . آنگاه پيامبر و ياران در ابطح اتراق كرده و از روز يكشنبه تا پنجشنبه را ماندند تا اين كه روز هشتم ، « يوم الترويه » فرا رسيد . و از آنرو « ترويه » گفتند كه مردم آب فراهم مىساختند تا در ايّام حج از آن استفاده كنند .
روز هشتم رهسپار منا گرديدند و نمازهاى پنجگانهء ظهر ، عصر ، مغرب ، عشا و فجر را در آنجا خواندند و اندكى درنگ كردند تا آفتاب دميد سپس رهسپار عرفات شدند و براى آن حضرت قُبّهاى در « نَمِرَه » به پا كردند و آنجا توقف كردند تا ظهر شد و سپس فرمان دادند « ناقهء قصوى » را آماده سازند و رهسپار وادى عرفات شدند ، در حالىكه پيرامون حضرتش يكصد و بيست و چهار يا يكصد و چهل و چهار هزار . از مردم گرد آمده بودند ! در اين حال پيامبر براى ايراد خطابه ايستادند و خطبهء وداع را ، كه خطبهء جامعى است ، ايراد كردند .
در اين خطبه آمده است :
« اى مردم ! به سخن من گوش فرا دهيد . نمىدانم ، شايد بعد از اين سال در اين موقف مرا نبينيد . خونهاى شما و اموال شما همانند حرمت اين روز و اين ماه و اين شهر براى شما بايد محترم باشد . بدانيد ، هرآنچه از آثارِ جاهليت است ، زير پاى خود نهادم .
خونهاى جاهليت ارزشى ندارد و نخستين خونى كه زير پاى خود مىنهم ، خونِ « پسر ربيعه بن حارث » است كه در قبيلهء بنى سعد شير خورد و قبيلهء هُذيل او را كشتند ، رباى جاهليت پايمال است و نخستين ربا ، رباى عباس پسر عبدالمطلب است كه تمام آن از شما برداشته مىشود .
از خدا پروا كنيد . در بارهء زنان ؛ زيرا آنها را به عنوان امانت خداوند گرفتهايد و به نام خدا به همسرى برگزيدهايد و حقِّ شما بر آنهاست كه احَدى را كه شما رضا ندهيد به خانهءتان نياورند ، پس اگر چنين كنند ، آنان را تنبيه كنيد آن گونهاى كه آنها را نيازاريد .
و حق آنها بر شماست كه خوراك و پوشاك در حد متعارف به آنان بدهيد . من در ميان شما چيزى را نهادم كه اگر به آن چنگ زنيد هرگز گمراه نشويد و آن كتاب خدا است .
اى مردم ! پس از من پيامبرى نيست و پس از شما امتى وجود ندارد . « 1 »
هامش
( 1 ) - الرحيق المختوم ، ص 443 ، از صحيح مسلم . ناگفته نماند كه رسولخدا صلى الله عليه و آله هرگاه از كتاب خدا سخن مىگفتند ، عترت و اهلبيت را نيز ياد مىكردند و حديث ثقلين مورد اتفاق شيعه و سنى است ، « مترجم » .