تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 231

مساهمون:

ص٢٣١
پس خدا را بندگى كنيد . نمازهاى پنجگانه را بخوانيد . ماه صيام را روزه بداريد . زكات مالتان را با طيبِ نفس بدهيد . خانهء پروردگارتان را حج كنيد و اولىالأمرتان را اطاعت نماييد تا به بهشت خدايتان درآييد . مردم ! از شما در بارهء من خواهند پرسيد . در پاسخ چه خواهيد گفت ؟ و مردم پاسخ دادند : گواهى دهيم كه رسالت را ابلاغ فرموديد و امانت را ادا كرديد و نصيحت نموديد . آنگاه پيامبر دو انگشت سبابه را به آسمان برداشت و با اشاره به مردم سه بار فرمود : « أَلّلهمّ اشْهَد » « خدايا ! تو گواه باش . » سخنان پيامبر را در عرفه ، « ربيعةبن اميّه‌بن خلف » ميان مردم با صداى بلند تكرار مىكرد ؛ پس از آنكه پيامبر از خطبه فارغ شدند آيهء : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمْ الْإِسْلَامَ دِيناً نازل شد . « 1 » عمر چون اين خطبه را شنيد ، گريست . به او گفتند : چرا گريه مىكنى ؟ گفت پس از كمال جز نقصان نيست . « 2 » پس از يك روز كه ميهمان خدا در عرفات بسر بردند به استراحت‌گاه خود بازگشتند تا براى دومين روز مباركِ حج آماده شوند . زهرا نيز به جايگاه خود آمد اما خواب با ديدگانش دمساز نشد ، هر كلمه‌اى را كه مصطفى صلى الله عليه و آله گفته بود ، در صفحهء خيال مرور مىكرد ، اما نه به كوتاهىِ كلمه ، بلكه به گسترهء معانى كه در آن حروف نهفته باشد ، از هر حرفى ، به دنبالِ معانى و مفاهيمِ نهانى مىگشت و اين جمله را بيشتر مورد توجه قرار مىداد ، كه مصطفى صلى الله عليه و آله خطاب به « معاذ » گفت - آنگاه كه او را به يَمَن اعزام نمود - پيامبر فرمود : « شايد بعد از اين سال ديگر مرا نبينى » و همچنين به خاطر مىآورد اين جملات را كه در اين خطابه به حُجّاج فرمود : « سخن مرا بشنويد ، من
هامش
( 1 ) - همان . مؤلف به همين مقدار از خطبهء وداع بسنده كرده است . ولى مىدانيم كه پيامبر صلى الله عليه و آله در حَجّةالوداع خطبه‌اى بس طولانى و جامع ايراد كردند و اين هنگامى بود كه به غدير خم رسيدند و طى آن خطابه تاريخى بر مسألهء ولايت و وصايت اميرالمؤمنين عليه السلام تأكيد فراوان نمودند و آنگاه آيهء فوق نازل گرديد . تفصيل اين واقعهء بسيار مهم در منابع شيعى و بسيارى از منابع اهل سنت آمده است ، « مترجم » . ( 2 ) - بخارى ، به نقل منبع پيشين ، ص 443