« اين اعلام برائت خدا و پيامبر اوست براى آن عدهاى از مشركان كه با آنان عهدى داشتيد . چهارماه در زمين آزاد باشيد و بدانيد كه شما خدا را ناتوان نتوانيد كرد و خدا كافران را زبون خواهد ساخت . اين اعلام برائت خدا و پيامبر اوست - به مردم در روز حجّ اكبر - كه خدا و پيامبرش از مشركان بيزارند . پس اگر توبه كنيد براى شما بهتر است و اگر رخ برتابيد ، بدانيد كه شما خدا را ناتوان نكنيد و بشارت بده آنان را كه كافر شدند به عذابى دردناك ، مگر آنان كه از مشركان همپيمان شما هستند و به هيچ وجه نقض عهد نكردهاند و كسى را عليه شما به يارى نطلبيدهاند . پس عهد آنان را تا مدتى كه تعهّد دارند به آخر برسانيد ، كه خدا پرهيزكاران را دوست مىدارد . »
زهرا عليها السلام به خوبى منزلتِ شوهر خود را بيش از پيش دريافت . مصطفى صلى الله عليه و آله او را از ميان همهء مردم برگزيد و چنان شرافتى را تنها به او ارزانى داشت كه چنين پيامى را به همهء مردم اعلام نمايد . آنچه على عليه السلام به انجام رسانيد ، نيابتى بود از محمد مصطفى صلى الله عليه و آله . برق شادمانى در سيماى زهرا مىدرخشيد كه چنين نيابتى را مصطفى صلى الله عليه و آله به على عليه السلام داده است و اين با شادمانى ديگرى همراه بود و آن اينكه رسولاللَّه ، خداى را سجدهء شكر كرد كه قبيلهء هَمدان اسلام آوردند و اين بهدنبال نامهاى بود كه على عليه السلام از سوى پيامبر براى آنان برده بود و نيز در همين سال ( نهم هجرى ) بود كه « وفود » و نمايندگان قبايل پس از فتح مكه و بازگشت از تبوك يكى پس از ديگرى به مدينه مىآمدند و گروه گروه به اسلام مىگرويدند ! از جمله : وفد ، اشعريان و اهل يمن كه اين رجز را بر زبان ترنم مىكردند :
« غداً نلقى الأحبّة * محمداً صلى الله عليه و آله و حزبه »
« فردا دوستان را ديدار مىكنيم محمد صلى الله عليه و آله و حزب او را . »
و رسول خدا دربارهء آنان فرمود : « اهل يمن آمدند . آنها قلب رقيقتر و دلهاى نرمترى دارند ايمان يمن و حكمت يمانى » « 1 » - اين در حالى بود كه پيامبر قبلًا خالدبن وليد را با جمعى از مسلمين به يمن فرستاده بود و آنها شش ماه در آنجا مانده بودند و كسى اسلام اختيار نكرده بود ! - در اين زمان بود كه طايفه هَمدان عموماً مسلمان شدند ، على عليه السلام
هامش
( 1 ) - بخارى ، باب قدوم الاشعريين و اهل اليمن . نك : زاد المعاد ، ج 2 ، ص 23