تخطي إلى المحتوى الرئيسي

إنها فاطمة الزهراء س ( فاطمه زهرا ع ) ( فارسى ) — صفحة 194

مساهمون:

ص١٩٤
گرفت و همگى پس از بازگشت از خيبر به عيادت وى رفتند . همزمان خبر خوشى براى پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ! و آن خبر اين بود كه ماريهء قبطيه آبستن است و اميد مىرود كه براى پيغمبر صلى الله عليه و آله فرزند پسر بزايد ! خبر مسرّت بخشِ حملِ ماريه ، با اندوه بيمارى زينب ، تلاقى كرد . آثار اندوه در سيماى ابوالعاص به وضوح مشاهده مىشد . هنوز ديدار او و زينب پس از فراق ، به دو سال نمىرسيد . ابوالعاص خود را از رفتارى كه با زينب داشت ، سخت نكوهش مىكرد كه چرا در حقِّ او كوتاهى كرده ؛ آن روز كه غرورِ گناه ، وى را گرفته بود و از ترسِ زبان كافران ، دينِ پدران خود را پيروى كرد تا خدا بر او منّت نهاد و در دست پدر زن خود اسير شد و آنگاه او را با عزّت به مكه روانه ساختند و او توانست از اين فرصت كه براى اسلام آوردن مناسب بود - و مانند غنيمتى بود كه او را از تاريكى به نور مىبرد - بهره‌بردارى كند و بهتر از اين ، آن بود كه همراه همسر خود زينب در آن لحظات سخت ايمان مىآورد و از همسرش در مقابل آن مُجرم تبهكار ؛ « هباربن اسود » ، كه همسر او را مورد تعرض قرار داد دفاع مىكرد . ملامت وجدان ، به شدت قلب ابىالعاص را مىفشرد اما جز اشكى كه به نشانهء پشيمانى از ديدگان مىريخت ، كارى ديگر نمىتوانست بكند ؛ پشيمان از اينكه چرا آن روزها را دور از همسر جوان خود گذرانيد و در وادى كفر و عناد و جاهليت كور ، روزگار عمر را به بطالت سپرى كرد . بيمارى بر زينب سنگينى مىكرد و خاندان گرامىاش اتاق او را ترك نمىكردند تا اينكه سر انجام روز موعود فرا رسيد و اوايل سال هشتم هجرى بود كه جان به جان آفرين تسليم كرد . به اعتقاد من ابوالعاص مصايب سنگين ديگر را فراموش كرد و خود را بر جنازهء محبوبش افكند و با او رازِ دل مىگفت و همه را به گريه آورد و كسى را اين جرأت نبود كه وى را از جنازهء زينب جدا كند ، تا اينكه پيامبر صلى الله عليه و آله با اندوه فراوان آمد و زينب را به خدا سپرد و دستور داد : « او را سه بار غسل دهيد و در آب غسل آخرين ، كافور بريزيد . » در اينجا ابوالعاص حجرهء همسر عزيزش را با گامهاى لرزان ترك كرد و غرق اندوه بر در حجره ايستاد و با حسرت و اشك نظاره مىنمود كه همسر او را براى سفر آخرت تجهيز كردند ؛ سفرى كه مسافرش بازگشت ندارد . پدرش مصطفى صلى الله عليه و آله در مسجدِ خود بر او نماز خواند و جنازهء او را تا مرقدش مشايعت كرد و در خاك پاك مدينه به خاك سپرد . ابوالعاص به