ازدواج پيامبر صلى الله عليه و آله و تأثير آن بر فاطمه عليها السلام
فاطمه در امر ازدواج مُتعرّض پدر نشد . او روزهايى را مىديد كه با بار سنگين جهاد به كندى مىگذشت و شبهايى سخت و خَشِن كه خواب از ديدگان مىربود ! و آكنده از خاطرهها بود . پدرش پس از خديجه تنها شده است و در خلوت تنهايى به ياد روزگارانى مىآيد كه با همكارى همسرش خديجه سعادت و فداكارى و محبّت ، با حالتى از آرامش بر روحش سايهافكن بود . همواره ياد خديجه مىكرد و مىفرمود :
« او وقتى به من ايمان آورد كه مردم كافر شدند و مرا تصديق كرد آنگاه كه مردم تكذيب كردند و با مال خود با من همكارى كرد ، هنگامى كه مردم مرا محروم ساخته بودند » ؛ « آمَنَتْ بِي اذْ كَفَر النّاس وَصَدَقَتْني اذْ كذبني النّاس و واستني بِمالِها اذْ حَرمني النّاس » . « 1 »
شايد ازدواج با سوده ، سرآغازِ خير و گشايشى در تنهايى و رنجهايش باشد . فاطمه بر آن بود كه جاىِ خالى مادر را پُر كند و مسؤوليتِ مادر و همسر و دختر را بدوش كشد ليكن احساس مىكرد كه پدر را به همسرى نياز است تا با وى همدم و هميار باشد ؛ در ماه رجب ، خداوند بر پدرش پيامبر صلى الله عليه و آله منّت نهاد و سفرى را براى او سامان داد كه احَدى از انبيا و اولياى خدا ، در گذشته از آن بهره نداشتند و آن سفر معراج بود ، كه خداوند براى آرامش روح و تسليت خاطر فرستادهء خود مقرّر فرمود . معراج آغاز مرحلهء جديدى در تثبيتِ رسالت بود . در آن شبِ مبارك ، رسول خدا جلوههايى از عظمت و معارف الهى را مشاهده كرد كه در طريقِ رسالت عاملِ پايدارىِ بيشتر بود .
پيامبر صلى الله عليه و آله ، از اين سفر مبارك خبر داد و قريش از بامداد آن روز دستخوش حيرت و سرگردانىِ بيشتر شدند ! برخى مؤمنان كه ايمانشان ضعيف بود به ارتداد گراييدند ! و آنان كه ايمان صادق و راسخ داشتند ، راسختر از گذشته شده و مقاومتشان ضربالمثلِ ايمان به
هامش
( 1 ) - صحيح بخارى .