پيامبر ( ص ) در آغاز سال هفتم هجرى و پيش از رفتن به خيبر ، عمرو بن اميهء ضَمْرى را به حبشه فرستاد و نجاشى را به اسلام دعوت كرد و او اسلام آورد . پيامبر به عمرو فرمان داد كه جعفر و يارانش را بازگرداند . نجاشى با فراهم ساختن دو كشتى و وسائل سفر ، ايشان را روانهء سواحل حجاز نمود . « 1 » چون مهاجرين به مدينه وارد شدند ، رسول خدا نيز با غنايم بسيار پيروزمندانه از نبرد خيبر به سوى مدينه مىآمد . پيامبر ( ص ) از شنيدن خبر بازگشت جعفر خرسند شد و دوازده گام به استقبال جعفر رفت . او را در آغوش گرفت و پيشانىاش را بوسيد و فرمود :
نمىدانم از كدام يك خوشحالتر باشم ، از فتح خيبر يا رسيدن جعفر . « 2 »
پس از گفتوگوى كوتاه پيامبر ( ص ) با جعفر ، حضرت وى را در كنار مسجد اسكان داد « 3 » و از غنايم فتح خيبر براى او و ديگر مهاجران حبشه سهمى قرار داد ؛ سهم جعفر سالانه پنجاه لنگهء خرما بود . « 4 »
آثار هجرت
با آنكه امكان ماندن در مكّه براى جعفر بن ابىطالب فراهم بود ، ليكن به فرمان رسول خدا ( ص ) و به منظور اعتلاى اسلام و آئين توحيد ، همهء خطرها را پذيرفت و با مديريت و رهبرى خردمندانهء خويش امور مسلمانان مهاجر را به خوبى اداره كرد . وى با توطئههاى قريش مقابله نمود و مشركان را به ترس و هراس بيشتر گرفتار ساخت و در پايگاه جديدى كه براى اسلام به وجود آمده بود ، پادشاه حبشه و كشيشان آن ديار را
هامش
( 1 ) . اعلام الورى ، طبرسى ، ص 109 .
( 2 ) . كتاب الخصال ، ج 1 ، ص 77 ؛ اعلام الورى ، ص 109 ؛ بحارالانوار ، ج 18 ، ص 413 ؛ تنقيح المقال ، ج 1 ، ص 212 .
( 3 ) . طبقات ، ج 4 ، ص 35 ؛ اسد الغابه ، ج 1 ، ص 287 .
( 4 ) . طبقات ، ج 4 ، ص 41 و 106 .