تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 77

مساهمون:

ص٧٧
از سورهء مريم را - كه موقعيت حضرت مريم و عيسى را روشن مىساخت - تلاوت كرد . نجاشى با شنيدن آيات گريست و كشيش‌ها نيز گريستند . آنگاه نجاشى رو به عمرو و عبدالله ( نمايندگان قريش ) كرد و گفت : اين سخن و آنچه عيسى آورده است ، هر دو از يك جا فرود آمده ، برويد و بدانيد هرگز ايشان را به شما تسليم نخواهم كرد . عمرو بن عاص بر خلاف انتظار از مجلس سودى نبرد . از اين رو ، در مشورت با دوست خود نقشه ديگرى طرح كرد و گفت : فردا نزد نجاشى مىرويم و مىگوييم مسلمانان در بارهء عيسى عقايد ناروائى دارند كه با مبانى مسيحيت سازگار نيست . فرداى آن روز ، عمرو در حضور درباريان به نجاشى گفت : اين گروه در بارهء عيسى داورى نادرستى دارند ، تحقيق كنيد و نظرشان را جويا شويد . نجاشى مهاجران را فراخواند و از آنان پرسيد : نظرتان در بارهء عيسى ( ع ) چيست ؟ جعفر در پاسخ گفت : عقيدهء ما همان است كه پيامبر از سوى خدا آورده است . پيامبر مىگويد : « عيسى ( ع ) بنده و پيامبر خدا است . روح و كلمه خداست كه به مريم [ پاكدامن ] القا فرمود . » « 1 » نجاشى گفت : به خدا سوگند ، حضرت عيسى را بيش از اين مقامى نبوده است . آنگاه مهاجران را اين گونه مخاطب ساخت : برويد ، شما آزاد و در امنيت هستيد ، هركس شما را آزار دهد كيفر خواهد ديد ، من هرگز نمىپسندم كوهى از طلا داشته باشم به بهاى آنكه به يكى از شما آزار برسانم ! سپس گفت : هدايا را به صاحبانشان پس دهيد ، مرا نيازى به رشوه نيست كه به صورت هديه آورده‌اند . به خدا سوگند ، از روزى كه زمام امور را به دست گرفته‌ام رشوه نپذيرفته‌ام . « 2 » عمرو بن عاص كه مأموريت خود را شكست خورده يافت ، سمّى تهيه كرد و با خوراك لذيذى آميخت و براى جعفر فرستاد . جعفر از آن طعام نخورد و از توطئه جان سالم به در برد . بدين سان سفيران مشرك با خفت و خوارى به مكّه بازگشتند . « 3 »
هامش
( 1 ) . انَّماالْمَسِيحُ عيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّهِ وَ كَلِمَتُهُ الْقيها الى مَرْيَمَ ( نساء ، آيهء 171 ) . ( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 356 - 362 . ( 3 ) . شرح نهج البلاغه ، ج 6 ، ص 312 .