فرمانده لشكر اسلام ، جعفر بن ابىطالب ، نيروهاى تحت امر خود را جهت شروع عمليات ، سازماندهى و دستهبندى كرد و فرمانده هر دسته را مشخص نمود . وقتى جنگ آغاز شد ، جعفر هم فرماندهى و هدايت نيروها را به عهده داشت و هم به صورت رزمندهاى دلير مىجنگيد . از رجزها و حماسههايش هنگام حمله ، شجاعت روحى او و ايمان استوارش مشخّص است . از جمله اينگونه مىگفت :
خوشحالم كه بهشت پاكيزه با نوشيدنىهاى گوارا نزديك شده و نابودى روم هم - كه به آيين توحيد ، كفر ورزيده و علايق و ارتباط آنان از ما دور گرديده است - نزديك است . من مصمّم هستم كه هر موقع با آنان روبهرو شدم ، ضربت خود را بر آنان وارد سازم . « 1 »
شهادت جعفر
در درگيريهاى شديد جنگ موته جعفر بن ابىطالب رشادتهاى بزرگى نشان داد . هنگامى كه در محاصرهء دشمن قرار گرفت و خود را در آستانهء شهادت ديد ، از اسب پياده شد و براى اينكه دشمن از اسب او استفاده نكند ، آن را پىكرد و پياده با دشمن جنگيد تا دست راستش قطع شد . براى اينكه پرچم رسول خدا بر زمين نيفتد ، آن را به دست چپ گرفت .
دست چپ او هم قطع شد . پرچم را با بازوان خود افراشته نگه داشت تا اينكه با جراحات بسيار به شهادت رسيد . « 2 » نقل شده كه ميان دو شانه جعفر نشان هفتاد و دو زخم شمشير و نيزه يافتند . « 3 »
خبر شهادت
روز نبرد موته ، پيامبر ( ص ) بر منبر نشست . فاصلهء ميان ايشان و شام برداشته شد و در حالى كه به ميدان جنگ مىنگريست ، فرمود :
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . همان .
( 3 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 761 .