قرار داد و به آنان فرمود : فرمانرواى حبشه مردى دادگر است و به هيچكس ستمى روا نمىدارد ، به آنجا برويد تا خداوند در كار مسلمانان گشايشى ايجاد كند . « 1 »
در رجب سال پنجم بعثت يازده مرد و چهار زن مسلمان به سرپرستى عثمان بن مظعون پنهانى از مكّه خارج شده ، سواره يا پياده خود را به بندر شُعَيْبه رساندند و از آن جا با دو كشتى بازرگانى رهسپار كشور مسيحى مذهب حبشه شدند . قريش تا كنار دريا آنان را تعقيب كردند ، اما موقعى به ساحل دريا رسيدند كه مسلمانان رفته بودند . « 2 »
به فاصله چندى ، گروه ديگرى ( هشتاد و سه مرد و هيجده زن ) عازم حبشه شدند . « 3 » پيامبر جعفربن ابىطالب را به سرپرستى آنان برگزيد . مهاجران با استقبال نجاشى روبهرو شدند . ام سلَمه كه يكى از زنان مهاجر بود از هجرت چنين ياد مىكند : چون به سرزمين حبشه هجرت كرديم ، در حمايت بهترين حامى ، نجاشى ، قرار گرفتيم . او امنيت دينى ما را تامين كرد ، خداى متعال را مىپرستيديم ، آزارى از كسى نمىديديم و سخن ناروا نمىشنيديم . « 4 »
تعقيب مهاجران
سران مكّه از آزادى و راحتى مهاجران خبر يافتند و نتوانستند وضع جديد را تحمّل كنند ، زيرا بيم داشتند كه مهاجران با نفوذ در دربار نجاشى تمايل قلبى آنان را به سوى اسلام جلب كرده ، در آينده با لشكرى آراسته به مكّه هجوم آورند و نظام جاهلى را نابود سازند . از اين رو ، تصميم گرفتند نمايندگانى را روانهء دربار نجاشى سازند و براى جلب نظر شاه و درباريان هداياى گران قيمتى نيز تدارك ديدند . آنها دو تن از زرنگترين افراد خود به نام عمرو بن عاص و عبداللّه بن ابىربيعه را برگزيدند و همراه هدايا با شتاب به
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 18 ، ص 412 .
( 2 ) . تاريخ پيامبر اسلام ، محمدابراهيم آيتى ، ص 119 .
( 3 ) . همان ، ص 121 - 122 .
( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 1 ، ص 358 .