پيكرى چاك چاك
مشركان قريش ، از زن و مرد ، حقد و كينهء خود را - كه از جنگ بدر درون سينههاى خود انباشته بودند - در احد آشكار ساختند . آنها حتّى گريستن بر كشتگان خود را ممنوع كرده بودند تا مبادا سرشك ديده آتش درون آنان را خاموش كند و از شرارهء انتقامجويىشان بكاهد !
در ميان شهداى گرانقدر احُد تنها حنظلة بن ابىعامر ملقّب به « غسيل الملائكه » بود كه با پا در ميانى پدرش از مثله شدن رهايى يافت . « 1 » ساير شهدا آماج درندهخويى و كينهتوزى دشمن قرار گرفتند در اين ميان سهم حمزه به مراتب بيشتر از ديگر شهدا بود . « 2 »
حمزه تا وقتى زنده بود مانند گردبادى توفنده صفوف دشمن را در هم مىشكست و سراسر لشكر خصم را درمىنورديد و دانه درشتهاى آنان را شكار مىكرد . « 3 » كسى به خود جرأت نمىداد كه به وى نزديك شود و با او پنجه در پنجه افكند ، اما از لحظهاى كه پايش به كنارهء جويبار برخورد كرد « 4 » و وحشى با پرتاب زوبين او را شهيد كرد تا لحظهاى كه به خاك سپرده شد چندينبار قامت به خون خفتهء وى هدف انتقامجويى دشمن قرار گرفت .
نخست ، در لحظهء شهادت وقتى دشمن متوجه شد كه قهرمان احُد از پاى درآمد ، به سوى او يورش بردند و تا توانستند پيكرش را آماج تيغ و نيزه كردند و عقدههاى خود را برآوردند . « 5 »
هامش
( 1 ) . تاريخ حبيب السير ، ج 1 ، ص 343 .
( 2 ) . بحارالانوار ، ج 20 ، ص 18 .
( 3 ) . كامل ، ج 2 ، ص 127 .
( 4 ) . در تاريخ آمده است كه در روز پيش از واقعهء احد باران فراوانى باريدن گرفت و چون موقعيت رزمى سپاه دشمن پستتر بود ، باران به سمت آنان سرازيرمىشد و گل و لاى و مواد آبرفتى را زير پاى آنان مىگستراند ، به گونهاى كه تحرك و نقل و انتقال دشمن بسيار كند انجام مىگرفت ، در حالى كه باران چنان اثرى روى موقعيت رزمى مسلمانان نداشت . اما از اينكه حمزه عاقبت در اثر لغزندگى كنارهء جويبار به زمين اصابت كرد و سبب شهادتش گرديد مىتوان اين نتيجه را به دست آورد كه حمزه در لحظهء شهادت در اعماق دشمن نفوذ كرده و بنابراين پيكر مطهرش از دسترس مسلمانان دور بود و كاملا در اختيار دشمن قرار داشته است .
( 5 ) . تنقيحالمقال ، ج 1 ، ص 375 .