شده است . رسول خدا ( ص ) پس از شهادت حمزه ، خطاب به عمّهء خود ، صفيه ، و دختر خود ، فاطمه ( س ) ، چنين فرمود :
مژده باد شما را ، اكنون جبرئيل نزد من آمد و به من خبر داد كه در هفت آسمان نوشته شده است : حمزه پسر عبدالمطّلب شير خدا و شير رسول خدا است . « 1 »
در روايت ديگرى رسول خدا ( ص ) فرمود :
سوگند به آنكه جانم در دست او است ، در آسمان هفتم نوشته شده : حمزة بن عبدالمطّلب شير خدا و شير رسول خدا است . « 2 »
پيامبر ( ص ) به عمويش ، عباس ، فرمود : در روز قيامت جز چهار تن هيچكس سواره نيست . اول خودم ، ديگرى صالح پيامبر و سوم عمويم حمزه شير خدا و شير رسول خدا سيد شهيدان كه سوار بر شتر من ، عضباء ، خواهد بود ، و چهارم على ( ع ) . « 3 »
حمزه ( ع ) پيوسته افتخارى درخشان براى خاندان عصمت و طهارت ( ع ) بود و همهء آن انوار پاك به او مىباليدند . از جمله على ( ع ) در روز شورا به او افتخار كرده و فرمود :
شما را به خدا سوگند مىدهم آيا جز من در ميان شما كسى هست كه عمويى مانند حمزه شير خدا و شير رسولش و سرور شهيدان داشته باشد ؟ همه پاسخ دادند : نه به خدا سوگند . « 4 » همچنين در يكى از نامههاى على ( ع ) به معاويه چنين آمده است : شير خدا و شير رسول خدا ( ص ) از خاندان ما است ، ولى شير پيمانها « 5 » از شما است . « 6 »
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 290 ؛ المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 194 .
( 2 ) . المستدرك على الصحيحين ، ج 3 ، ص 198 .
( 3 ) . كتاب الخصال ، شيخ صدوق ، ج 1 ، ص 203 .
( 4 ) . همان ، ج 2 ، ص 555 .
( 5 ) . اسَدُ الْاحْلاف ، شير سوگندها ، كه منظور اسد بن عبدالعزّى است كه با بنى عبد مناف و بنى زُهْرَه و بنى اسد وِتيْم و بنى حارث بن فَهْر بر جنگ با بنى قصى هم سوگند شدند تا آنچه از رياست كعبهء معظّمه در دست بنى عبدالدّار است باز گيرند ، و پيش از زد و خورد عهد شكسته ، پراكنده شدند ، و گفتهاند : اسَد الْاحلاف عتبة بن ربيعه جد مادرى معاويه است . همچنين گفتهاند اسد الأحلاف ابوسُفيان است كه در غزوهء خندق احزاب را گرد آورد و آنان را بر كشتن پيغمبر ( ص ) سوگند داد . ( نهجالبلاغه ، ترجمهء فيض الاسلام ، ص 897 ) .
( 6 ) . اعيانالشيعه ، ج 6 ، ص 243 .