تنگهء نامبرده با ده تن نيرو با حملهء دو هزار سرباز مجهز ، به فرماندهى خالد بن وليد مواجه شد . نيروهاى باقيمانده در تنگه پس از مقاومتى دلاورانه ، همگى ، به شهادت رسيدند و در نتيجه دشمن موفق شد آنچه را پيامبر ( ص ) از آن بيمناك بود تحقق بخشد .
از آن پس جنگ با شدت هر چه تمامتر درگرفت و در نتيجه ضربههاى جبرانناپذيرى متّوجه سپاه توحيد گرديد كه مهمترين آنها شهادت حمزه سيد الشّهداء بود .
دلاوريهاى حمزه
چهار تن از ياران رزمندهء پيامبر ( ص ) در ميان سپاه نشانههاى ويژه داشتند . يكى ابودجانهء انصارى بود كه دستارى قرمز بر سر مىبست و مسلمانان مىدانستند كه هر گاه ابودجانه دستار قرمز بر سر ببندد ، سخت خواهد جنگيد . على ( ع ) نيز با پارچهء پشمينهء سفيدى بر خود نشان مىنهاد و زبير با دستمالى زرد رنگ ظاهر مىشد و حمزه با پَرِ شتر مرغى نمايان مىگشت . « 1 »
در روز احد ، در حالى كه حمزه از پس دشمن مىتاخت ، صفوان بن اميه پرسيد : اين كيست ؟ گفتند : حمزة بن عبدالمطّلب است . گفت : تا به امروز نديده بودم كه مردى چنين بر خويشان خود بتازد ! حمزه در آن روز با پر عقابى - كه بر كلاهخود خود زده بود - نمايان بود . « 2 »
پس از اينكه طلحه بن ابى طلحه ، پرچمدار شرك ، به دست على ( ع ) كشته شد ، عثمان بن ابىطلحه پرچم كفر را برداشت و رجز خواند . حمزه به جنگ او آمد و بر وى يورش برد و با شمشير آنچنان ضربهاى بر او زد كه شانه و دستش را قطع كرد و تا كمرش را بريد ؛ بهگونهاى كه ششهايش نمايان شد . سپس حمزه بازگشت ، در حالى كه مىگفت : من فرزند ساقى حاجيانم . « 3 »
استوارى عقيده و قوت ايمان حمزه در رويارويى با دشمنان خدا و اسلام بهگونهاى بود كه در ميدان رزم دشمنان را - هر چند از نزديكان و بستگان خود - از دم تيغ مىگذراند
هامش
( 1 ) . مغازى ، واقدى ، ج 1 ، ص 259 .
( 2 ) . همان ، ص 290 .
( 3 ) . طبقات ، ج 2 ، ص 41 ؛ مغازى ، ج 1 ، ص 226 - 227 .