آن داريم كه دشمن تصور كند ما از ترس روبهرو شدن با آنها بيرون نرفتهايم و اين سبب گستاخى ايشان در برابر ما گردد . تو در روز بدر تنها سيصد ياور داشتى و خداوند تو را بر آنان پيروز گردانيد و حال آنكه ما امروز بسياريم . ما آرزوى چنين روزى داشتيم و آن را از خداوند درخواست مىكرديم ، اكنون خداوند آن را به ما ارزانى داشته است . « 1 »
در اين ميان حمزة بن عبدالمطّلب عرض كرد : سوگند به آنكه قرآن را بر تو فرستاد ، امروز دست به غذا نخواهم برد مگر آنكه بيرون از مدينه با شمشير خود بر دشمن بتازم .
گويند : حمزه روزهاى جمعه و شنبه روزه گرفت و هنگامى كه با دشمن روبهرو شد روزه داشت . « 2 » سرانجام ، نتيجهء مشورت اين شد كه جنگ در بيرون مدينه رخ دهد .
جنگ در دامنهء كوه احد ( در يك فرسنگى مدينه ) ميان سپاه توحيد و مشركان قريش در گرفت . آغاز جنگ به سود مسلمانان بود و دشمن در آستانهء شكست قرار گرفت . عدّهاى از پرچمداران دشمن يكى پس از ديگرى به دست تواناى امير مؤمنان ، على ( ع ) ، به هلاكت رسيدند و حمزه نيز شمارى از مشركان را كشت .
مسلمانان شمشير در ميان دشمن نهادند و آنان را از دم تيغ گذراندند و خداوند نصرت خود را بر آنان فرو فرستاد و وعدهء خود را تحقق بخشيد . در نتيجه دشمن تار و مار شد و شكست آنان قطعى مىنمود . « 3 » مسلمانان بر خيمه و خرگاه دشمن يورش بردند و مشغول جمعآورى غنيمت شدند .
پيش از آغاز جنگ ، پيامبر ( ص ) پنجاه تيرانداز چيرهدست را مأموريت داد تا در تنگهاى كه در دامنهء كوه قرار داشت و به تنگهء « عينين » معروف بود ، مستقر شوند . اين تنگه تنها راهى بود كه دشمن ازطريق آن مىتوانست نيروهاى خود را از پشت سرِ رزمندگان اسلام وارد عمل نمايد و از دو سو به مسلمانان حمله كند .
جز عبداللّه بن جبير ، فرمانده گروه و تعداد انگشتشمارى از افراد وى ، بقيّه تيراندازان با ديدن جمعآورى غنايم به وسيلهء مسلمانان ، سنگر خود را رها كرده ، به جمع آنان پيوستند .
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 210 - 211 .
( 2 ) . همان ، ص 211 .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 513 .