رابعاً ، مأموريتها عموماً بدون درگيرى پايان يافته است . « 1 » خامساً ، پيامبر ( ص ) شخصاً - جز در يك مورد - در اين گشتها حضور نداشته است .
در هفتمين ماه سال اوّل هجرت پيامبر ( ص ) اوّلين سريّه را ترتيب دادند كه فرمانده اين سريّه « 2 » حمزه بود ، « 3 » اما چرا حمزه انتخاب شد ؟ انتخاب فرماندهان در چنين مقطع حساس و دشوارى ، بيانگر ويژگيهاى شخصيتى فرمانده و تناسب وى با اهميّت مسؤوليتهاى واگذار شدهء به اوست .
عظمت حمزه آنگاه آشكار مىشود كه بدانيم عمليات وى نقطهء آغازين دوران نوينى است كه در آن « سياستگريز » جاى خود را به « رسالت ستيز » بخشيده است ، و از آنجا كه آغاز هر پديده حساسترين دوران آن است ، اين عمليات نشانگر رادمردى و دليرى و چيرگى اوست .
كاروان عظيم قريش رهسپار مكه بود و سرپرستى آن را مغرورترين و خودپسندترين و جنگافروزترين فرد قريش - كه از همه انعطافناپذيرتر و قلدرمنشتر به شمار مىرفت و به حق مىتوان او را « ربّ النوع دشمنان اسلام » يا به قول پيامبر « فرعون امت » دانست - به عهده داشت . اين مرد كسى جز « ابوجهل » « 4 » نبود كه اكنون عهدهدار حساسترين مسئوليت شغلى قريش است شده بود .
آرى ، به صدا درآوردن زنگولههاى قطارى از شتران سرخ مو كه تعدادشان گاهى به هزار رأس مىرسيد و بارشان از گرانبهاترين كالاهاى جزيرة العرب به شمار مىرفت ، كار
هامش
( 1 ) . تنها استثناى اين بند ، سريهء عبداللّه بن جحش است كه خود جاى بحث جداگانه و مفصل دارد .
( 2 ) . تعريف غزوه و سريّه آنگونه كه مشهور است اين است كه غزوه آن عملياتِ نظامى است كه پيامبر ( ص ) شخصاً در آن حضور داشته ولى سريّه آن كوشش نظامى است كه آن حضرت در آن حاضر نبوده است .
( 3 ) . تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 402 .
( 4 ) . واژهء جهل در زبان عرب پيش از آنكه معادل واژهء نادانى باشد به معناى ظلم و ستم و ستيزهجويى وتندخويى و درشتى بهكار رفته است و كاربرد آن در اين معنا در قرآن كريم و سخنان امامان ( ع ) و اشعار عرب فراوان است . اين روحيه ستمگرى و پرخاشگرى در ميان اعراب جاهلى بسيار پسنديده و افتخار آفرين بوده است . با اين مقدمه معلوم مىشود كه كينهء ابوجهل براى عمرو بن هشام بن مغيره كه قبلًا ابوالحكم ناميده مىشده كنيهاى قرار دادى است و بدين معناست كه او پدر ستمپيشگى و زورگويى و درشتخويى بوده است .