تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
مسلمانان مشغول جمع‌آورى غنائم شدند ، برخى مأموران و نگهبانان نيز از شكاف كوه احد پايين آمدند و به اين ترتيب ، از پشت سر مسلمانان ، راه هجوم براى دشمن باز شد . ناگهان مسلمانان با صحنهء خطرناكى روبه رو گشتند . نيروهاى كفر از كوه سرازير شدند و چنان بر مسلمانان هجوم آوردند كه نتوانستند مقاومت كنند ، و به دنبال شهادت سردارانى همچون حمزة بن عبدالمطلب پا به فرار گذاشتند و بنا به نقلى جز حضرت على بن ابيطالب ( ع ) و ابودجانه كسى به همراه پيامبر ( ص ) نماند . از امام صادق ( ع ) روايت شده است كه فرمود : در جنگ احُد ، ياران رسول خدا ( ص ) فرار كردند و با آن حضرت جز على بن ابيطالب ( ع ) و ابودجانه كسى نماند . پيامبر خدا ( ص ) به ابودجانه فرمود : اى ابودجانه ، مگر قومت را نمىبينى ؟ ! ابودجانه گفت : چرا مىبينم . رسول خدا فرمود : تو هم به آنان بپيوند . ابودجانه عرض كرد : من بيعت نكرده‌ام كه تو را تنها بگذارم . رسول خدا فرمود : تو آزادى ، مىتوانى به روى . ابودجانه گفت : به خدا سوگند ، كارى نمىكنم كه قريش بگويند كه من تو را رها كردم و پا به فرار گذاشتم ، من از تو جدا نمىشوم تا آنچه بر تو پيش مىآيد ، بر من هم پيش آيد . رسول خدا ( ص ) فرمود : خداى تو را پاداش نيكو دهد . « 1 » در اين لحظهء حساس كه دشمنان قصد جان پيامبر را كرده بودند و در حالى كه آن حضرت زخمى شده و خون بر چهره‌اش جارى بود ، ابودجانه خود را سپر قرار داد و تيرهايى كه به سوى پيامبر مىآمد ، بر پشت ابودجانه مىنشست . « 2 » 2 . دلاورى ابودجانه و تأييد پيامبر ( ص ) : در جنگ احد وقتى عُبَيد بن حاجز كشته شدن عثمان بن عبدالله را ديد ، همچون جانورى درنده هجوم آورد و با حارث بن صمّه درگير شد . عبيد ضربتى به حارث زد كه وى از ناحيه كتف زخمى شد و به زمين افتاد و يارانش او را برداشتند و بردند . در اين حال ابودجانه آهنگ عبيد بن حاجز كرد . آن دو مدّتى با هم جنگيدند . سرانجام ، ابودجانه در يورشى قهرمانانه ، كمر عبيد را گرفت و او را به زمين زد و سرش را بريد و به جايگاه رسول خدا ( ص ) بازگشت . « 3 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 20 ، ص 70 ؛ تنقيح المقال ، ج 2 ، ص 68 ؛ معجم رجال الحديث ، ج 8 ، ص 303 - 304 . ( 2 ) . كامل ، ج 2 ، ص 155 ؛ تاريخ طبرى ، ج 2 ، ص 515 - 516 ؛ سيرهء ابن هشام ، ج 3 ، ص 87 . ( 3 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 252 - 253 .