تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
ذوالسيفين مىگفتند ، و چون آن صحابى شجاع زره خاصى به نام مشهره مىپوشيد ، او را ذوالمشهره مىناميدند . « 1 »

در ميدان نبرد

سريّهء حمزة بن عبدالمطّلب

چنان كه پيشتر گفته شد ، در رمضان سال اوّل هجرت ، رسول خدا ( ص ) سرّيه‌اى را به فرماندهى حمزة بن عبدالمطلب براى تعّرض به كاروان قريش كه از شام بر مىگشت ، فرستاد . اين ، اوّلين سريه‌اى بود كه پس از ورود به مدينه اعزام شد . حمزه همراه گروهى سى نفره ( پانزده نفر از انصار ، پانزده نفر از مهاجرين ) حركت كرد . يكى از انصار ابودجانهء انصارى بود . اين گروه در ساحل دريا با كاروان قريش كه سيصد نفر سواره نظام داشت ، روبه‌رو و آمادهء جنگ شدند ، ولى مجدّى بن عمرو كه با هر دو گروه هم‌پيمان بود ، وساطت و پافشارى كرد تا هر دو گروه را از درگيرى منصرف ساخت . « 2 »

جنگ بدر

ابودجانه از جملهء 170 نفرى بود « 3 » كه از قبيلهء خزرج در جنگ بدر شركت داشتند . « 4 » در اين نبرد ، ابودجانه كه پيشانىبند سرخ بسته بود ، « 5 » عده‌اى از كفار را كشت . « 6 » عبدالرحمن بن عوف مىگويد : در جنگ بدر ، پس از شكست دشمن و فرارشان ، مشغول برداشتن زرهى براى خود بودم كه چشمم به امَيّة بن خلف افتاد . من در گذشته با او دوست بودم و در آن دوره نام من عبد عمرو بود ، ولى پس از اسلام آوردن « عبدالرحمن » ناميده شدم . . . .
هامش
( 1 ) . الاعلام ، ج 3 ، ص 202 . ( 2 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 9 - 10 . ( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 363 . ( 4 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 2 ، ص 353 ؛ مغازى ، ج 1 ، ص 168 ؛ طبقات ، ج 3 ، ص 556 ؛ اصابة ، ج 4 ، ص 58 ؛ اسد الغابه ، ج 2 ، ص 352 . ( 5 ) . طبقات ، ج 3 ، ص 556 . ( 6 ) . مغازى ، ج 1 ، ص 148 - 152 .
اسوه هاى فرماندهى ( فرماندهان صدر اسلام ) ( فارسي ) — صفحة 183 | پژوهشكده تحقيقات اسلامى سپاه