و نيز گفت :
يا نَفْسُ إِلَّا تُقْتَلى تَمُوتى * هذا حِمامُ الْمَوْتِ قَدْ صَليتِ
وَ ما تَمَنَّيْتِ فَقَدْ أُعْطيتِ * إِنْ تَفْعَلى فِعْلَهُما هُديتِ « 1 »
اى نفس اگر در راه خدا به شهادت نرسى ، يقيناً مرگ به سراغ تو خواهد آمد . اين قاصد مرگ است كه ندا مىدهد . به آنچه مىخواستى رسيدى و اگر راه آن دو ( زيد و جعفر ) را ادامه دهى هدايت مىشوى .
عبداللّه همچنان بر دشمن يورش مىبرد و در اين حال گرسنگى به سختى او را رنج مىداد . پسر عمويش غذايى به او داد و گفت : با خوردن اين گوشت گرسنگى را از خود دور كن و نيرو بگير ، تو در اين روزها رنج و مشقّت بسيارى كشيدهاى ! عبداللّه هنوز مقدارى از آن را نخورده بود كه صداى هياهوى رزمندگان و چكاچك شمشيرها را شنيد . با خويشتن گفت : تو هنوز در دنيا هستى در حالى كه اصحاب و يارانت به شهادت رسيدهاند ؟ و به دنبال آن پاره گوشت را افكند و شمشير به دست گرفت و بر دشمن حمله برد و دلاورانه از حريم اسلام و قرآن دفاع نمود تا به شهادت رسيد . « 2 »
مُصعب بن شيبه نقل مىكند : چون عبداللّه بن رواحه وارد جنگ شد با نيزهء دشمن مجروح گرديد . آنگاه دست خود را به خونش آغشته كرد و بر سرو و رويش ماليد و فرياد زد : اى مسلمانان ، از جان برادرتان حمايت كنيد . مسلمانان با شنيدن سخنان عبدالله به دشمن هجوم آوردند و عبدالله را در بر گرفتند تا اينكه به شهادت رسيد . « 3 »
چنان كه پيشتر گفتهشد ، پيامبر ( ص ) به هنگام نبرد موته از ماجراى شهادت فرماندهان سپاه اسلام خبر داد . از جمله در بارهء شهادت عبداللَّه بن رواحه فرمود :
سپس عبداللّه بن رواحه پرچم را به دست گرفت او هم با ثبات قدم و پايدارى فراوان به جنگ ادامه داد و به شهادت رسيد . « 4 »
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 21 ؛ اسد الغابه ، ج 3 ، ص 158 با اندكى اختلاف .
( 2 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 21 .
( 3 ) . اسد الغابه ، ج 3 ، ص 159 .
( 4 ) . سير اعلام النبلاء ، ج 1 ، ص 153 ؛ السيرة الحلبيه ، ج 3 ، ص 67 .