سطر 15 ) « متعاطى » يعنى انجامدهنده ، و مرتكب فعل تجرّى . مشار اليه « ذلك » همان فعل تجرّى مىباشد . ضمير دلالته ، به همان فعل تجرّى رجوع مىشود .
( و كلاهما تحكّم و تخرّص على الغيب ( ق صفحه 8 سطر 19 ج صفحه 14 سطر 16 ) « تحكّم » يعنى بدون دليل مطلبى را بيان كردن تخرّص يعنى از روى حدس و گمان چيزى را بيان كردن .
[ تنبيه دوم عدم حجية قطع حاصل از مقدمات عقليه نزد اخباريون ]
( قوله الثّانى انّك قد عرفت انّه لا فرق فيما يكون . . . ( ق صفحه 8 سطر 19 ج صفحه 15 سطر 3 ) موضوع بحث در تنبيه دوم نزاع و خلافى است كه در رابطه با حجيّت قطع بين عدّهاى از اخباريها و اصوليين برقرار مىباشد . عدّهاى از اخباريها در رابطه با حكم شرعى قطع و يقينى را كه از مقدمات عقليه غير ضرورى حاصل مىشود مورد اعتقاد و ركون نمىدانند در صورتى كه در سابق بيان گرديد : قطع از هر سببى و براى هركسى و در هر زمانى و مكانى و نسبت به هر چيزى كه باشد اعتبار و حجيّت دارد .
مرحوم شيخ بطور تفصيل اين عقيده را نقد و با دليل و برهان به ابطال مىكشاند جهت مشخّص شدن محلّ نزاع بايد توجّه داشت كه : احكام و مسائل فقهى و كلامى و اصولى با دلائل گوناگونى باثبات مىرسد 1 - دليل نقلى قطعى گاهى دليل اثباتگر حكم شرعى « نقلى و قطعى » مىباشد مانند نصّ و تصريح آيات قرآنى و خبر متواتر كه نصّ قران و خبر متواتر هر دو مفيد يقين مىباشند .
2 - دليل نقلى ظنّى ؛ اكثر احكام شرعى با دليل « نقلى ظنّى » باثبات مىرسد مانند ظواهر الفاظ و خبر ثقه و غيره . 3 - عقلى قطعى بديهى مانند وجوب شكر منعم و وجوب معرفة اللّه و قبح تجرّى و حسن عدل و احسان و قبح ظلم و تعدّى به انسان عاجز و . . . كه با ادلّه عقلى قطعى و در عين حال ضرورى و بديهى باثبات رسيده است . 4 - عقلى قطعى نظرى : مانند عيب بودن سهو و نسيان براى پيامبر و انتفاء شرط با انتفاء مشروط و اصالة الإباحة . 5 - عقلى ظنىّ مانند ظنّ حاصل از قياس و استحسان و غيره .