تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 57

مساهمون:

ص٥٧
متصف به صفت حسن نخواهد شد چه آنكه از نظر عقل ، عملى متّصف به حسن و يا قبح مىگردد كه در حين انجام ، مورد توجّه و التفات باشد چنانچه خود صاحب فصول در ضمن سخنانش به اين مطلب اعتراف نمود و فرمود : ( اگر مكلّف طبق يقين خود عمل مىكرد و آن شخص را به اعتقاد واجب القتل بودنش ، مىكشت و بعدا معلوم مىگرديد كه مؤمن بوده است ، معذور و ممدوح بود و قتل مؤمن بخاطر آنكه مورد توجّه و التفات نبوده براى او قبح ندارد و حتى جناب مكلّف منقاد و وظيفه‌شناس شناخته مىشد . ) بنابراين در مورد تجرّى جهت محسّنهء وجود ندارد تا رافع قبح تجرّى بشود و همچنين در مورد انقياد جهت مقبّحه وجود ندارد تا رافع حسن انقياد بشود ( و دعوى انّ الفعل الّذى يتحقّق به التّجرّى . . . ق صفحه 7 سطر 1 ج صفحه 11 سطر 21 ) راجع به مطلب مذكور ايرادى وارد شده كه ما حصل آن از اين قرار است : قبول داريم ترك قتل مؤمن كه در ضمن تجرّى تحقّق يافته است ، بخاطر مورد توجّه نبودن آن ، از نظر عقلى متّصف به حسن نمىشود و ليكن ترك قتل مؤمن از نظر واقع و نفس الامر داراى مصلحت ذاتى مىباشد چه اشكالى دارد كه مصلحت ذاتى ترك قتل مؤمن ، در رفع بدى و قبح تجرّى اثر بگذارد و عنوان قبح را از تجرّى سلب نمايد و سرانجام فرمايش صاحب فصول بكرسىّ تثبيت قرار بگيرد ؟ ( الّا ان نقول بعدم مدخليّة . . . ق صفحه 7 سطر 2 ج صفحه 11 سطر 22 ) از ناحيه واردكننده ايراد مزبور ، اشكالى را برآن مطرح مىنمايد و پاسخ مىدهد . اشكال : امور خارج از قدرت و اختيار در استحقاق مدح و ذمّ نمىتوانند مؤثر باشند بنابراين تحقق ترك قتل مؤمن ، از اختيار و قدرت آقاى متجرّى بيرون است براى اينكه آقاى متجرّى آنچه را كه با اختيار و قدرت خود انجام داده تجرّى و تمرّد و نكشتن كافر واجب القتل بوده و اما مصادفه تجرّى با ترك قتل مؤمن و اينكه آن كافر واجب القتل ، مؤمن واجب الحفظ از كار درآمده از اختيار و قدرت او بيرون بوده و لذا امر غير اختيارى گرچه داراى مصلحت ذاتى باشد عنوان حسن را نمىتواند به خود بگيرد و در رفع قبح تجرّى نقشى نخواهد داشت بنابراين فرمايش صاحب