امام ( ع ) فرمود ده عدد شتر است . گفتم دو انگشت زن را قطع نموده فرمود بيست شتر . گفتم سه انگشت را قطع نموده فرمود سى شتر عرض كردم چهار انگشت زن را قطع نموده فرمود : بيست شتر عرض كردم سبحان اللّه سه انگشت سى شتر ديه دارد و چهار انگشت بيست شتر ديه داشته باشد قابل قبول نيست و ما در عراق بوديم اين مطلب براى ما رسيد و ما گفتيم اين مطلب چيزى است كه شيطان آن را گفته است . امام ( ع ) فرمود ساكت باش يا آبان حكم رسول خدا اين است كه زن با مرد تا ثلث ديه باهم مساوىاند و از ثلث به بالا ، ديه زن نصف ديه مرد مىباشد .
امام فرمود : يا ابان تو مسائل و احكام شرعى را از طريق قياس مىخواهى اخذ نمائى يا ابان آگاه باش اگر سنّت گرفتار قياس بشود دين نابود خواهد شد .
روايت ابان گرچه ظهور در اين دارد كه ابان نبايد روايت ظنّى را كه در عراق شنيده است رد مىكرد و بايد آن را قبول مىنمود و يا ظهور در اين دارد كه نبايد ابان از فرمانش امام تعجّب به خود راه مىداد و لكن برگشت ظهور مزبور به اين است كه در رابطه با استنباط احكام شرعى نبايد به عقل و درك عقلى مراجعه شود .
( توضيح عبارت )
( و ان لم يحتمل ذلك عند المدرك . . . ( ق صفحه 12 سطر 20 ج صفحه 21 سطر 1 ) مشار اليه « ذلك » خطاء مىباشد و « مدرك » بكسر را خوانده مىشود يعنى كسى كه از طريق تنقيح مناط ، حكم شرعى را استنباط مىكند احتمال خطاء و اشتباه را در خود راه نمىدهد مثلا كسى مناط و علت حرمت خمر را سكر مىداند و اين سكر در نبيذ هم موجود است و حكم حرمت را به نبيذهم تعلق مىدهد و در نفس الامر و واقع نبيذ حرام نمىباشد در عين حال اين شخصى كه
أوضح الشروح في فرائد الأصول ( شرح فارسى بر رسائل شيخ انصارى ) ( فارسى ) — صفحة 109
مساهمون: الشيخ الأنصاري
ص١٠٩