سپاهى بزرگ از جبلالطارق گذشت و پس از فتح چند شهر مهم اندلس به نيروهاى طارق پيوست . البته بيشتر مورخان معتقدند كه عربها از ابتدا در انديشه فتح كامل اندلس و استقرار در آن نبودند ، بلكه تنها به كسب مقدارى غنيمت و سپس بازگشت به آفريقا مىانديشيدند ؛ اما پيروزى قاطع و غيرمنتظره طارق ، همه چيز را تغيير داد . « 1 »
تاريخ سياسى اندلس در دوران حكومت مسلمانان به سه دوره كلى قابل تقسيم است :
1 . اندلس به منزله بخشى از خلافت اموى در دمشق 132 - 98 ق / 755 - 716 م .
2 . دوران حكومت سلسله امويان بر اندلس 422 - 138 ق / 1031 - 755 م .
3 . دوران حكومت ملوكالطوايفى در اندلس 898 - 422 ق / 1492 - 1031 م .
پس از سقوط امويان ، وحدت سياسى بخش اعظم سرزمين اندلس از هم پاشيد .
در اين دوره ، بنىحمود ، مرابطون ، موحدون و ديگر خاندانهاى عرب حكومت را در دست گرفتند . در روزگار موحدون ، اندلس آماج حملات پىدرپى مسيحيان قرار گرفت و قلمرو مسلمانان در شرق و غرب يكى پس از ديگرى بهدست مسيحيان افتاد . بهطورى كه در نيمههاى قرن هفتم ، تمام شهرهاى اسلامى اندلس در شمال ، غرب و شرق بهدست مسيحيان افتاد و از فرمانروايى پهناور و مقتدر مسلمانان در اندلس ، جز غرناطه در جنوب و چند شهر كوچك ، چيز ديگرى باقى نماند . سرانجام در 898 هجرى ( 1492 ميلادى ) غرناطه بهدست فرناندوى پنجم سقوط كرد و با فرار ابوعبدالله ، آخرين امير خاندان بنىنصر ، اندلس بهكلى از دست مسلمانان خارج شد .
وضعيت فرهنگى و علمى اندلس
اندلس بهواسطه موقعيت جغرافيايى خود همواره مورد توجه جهان اسلام و غرب بوده است . اين منطقه طى چند قرن حكومت مسلمانان توانسته است بهعنوان پل ارتباطى بين غرب و شرق عمل كند و در زمينههاى مختلف علمى و فرهنگى پيشرفتهاى چشمگيرى داشته باشد .
در زمان حكومت حَكم دوم ( 366 - 350 ق ) اقسام علوم پيشرفت كرد ؛ بهگونهاى كه تعداد كتابهاى كتابخانه قرطبه تا چهارصد هزار جلد نيز تخمين زده شده است .
هامش
( 1 ) . حسين مؤنس ، سپيدهدم اندلس ، ص 36 - 25 .