الغشاء تحته و قطعت من جوهر القصبة قطعاً باتاً دون قدر التّرهة ، ثم التزمت غسل الجرح بالماء و العل حتى التأم ، وأفاق فاق أفاقة كلية و عاش مدة طويلة و عندما أخذ الجرح فى الاتكماش والاندماج ، كان يَذرر عليه جوز السر و محوقا منخولًا حتى أفاق ، و لكنْ هذا شىء لم يستعمله أحد ممن ( لحقناه و ممن ) لحقه سلفنا فلهذا لم أذكره بدءا .
3 . جراحى آب مرواريد « 1 »
مهمترين پيشرفت در زمينه خارج كردن آب مرواريد چشم را عمار بن على بن موصلى ، چشمپزشك قرن چهارم ، حاصل كرد . وى وسيلهاى مشابه سرنگ تزريق امروزى اختراع كرد و سوزن فلزى توخالى آن را به درون عدسى وارد كرد و محتويات كدر شده عدسى يا همان آب مرواريد را با مكش خارج كرد . بعدها دانشمندانى ديگر نيز ، در قرن نوزدهم ميلادى ، به اين روش دست يافتند .
تحقيقاتى كه جوليوس هيرشبرگ « 2 » درباره مهارت اطباى اسلامى در جراحى چشم انجام داده سبب شهرت اين رشته از طب اسلامى شده است . وى با ژرف نگرى و انصاف تحقيق كرده و طب اسلامى را با آنچه در يونان بوده و آنچه در قرون جديد بهدست آورده مقايسه دقيق كرده است . هيرشبرگ درباره عمار موصلى آورده است :
بيشتر جنبههاى شگفتآميز در كتاب عمار شش موضوعى است كه به آزمايشهاى مخصوص جراحى وى مربوط مىشود كه با روش كامل و حياتى به اجمال نقل كرده است ؛ چيزى كه خواننده كتاب را تا حد زيادى جذب مىكند در صورتى كه مشابه آن را به هيچوجه در آثار يونانى نديدهايم . اما در قرون جديد ، ما به چنين اطلاعات برجسته از عمليات جراحى ، جز در آغاز قرن هجدهم ، برخورد نكردهايم كه به داشتن توجه و دقت متصف باشد . مهمترين چيزى كه نزد عمار موصلى مىيابيم همان عمل جراحى بر روى بيماران مبتلا به آب مرواريد چشم به سبك ربايش است و اين عمل بهوسيله سوزن فلزى توخالى صورت مىگرفت كه عمار خود اختراع كرده بود . . . .
هيرشبرگ شخصيت عمار را ستوده و گفته است : « وى يكى از پزشكانى است كه به ندرت نظير او در تاريخ مىآيد . » « 3 »
هامش
( 1 ). Cataract .( 2 ). Julius Hirschberg .( 3 ) . فؤاد سزگين ، تاريخ نگارشهاى عربى ، ج 3 ، ص 467 ؛M . Meyerhof , The Cataract. . ., p . 428 .