تاريخ طب چهبسا قديمىترين شاخه تاريخ علوم است . ابن ابىاصَيبعه در عيون الانباء فى طبقات الاطباء مىنويسد : « طب ميراث دلپسند همه فرزندان آدم است و هر قومى در اين ميراث سهمى دارد . » اما اگر فرض كنيم كه كلىترين دانستههاى تئورى پزشكى از طريق ترجمه آثار دانشمندان يونانى بهدست مسلمانان رسيده است ، بسيارى از بيمارىهايى كه پزشكان مسلمان با آن روبهرو بودهاند به سرزمينهاى اسلامى و شرايط خاص آن ، اختصاص داشته كه در نوشتههاى يونانى ذكرى از آن به ميان نيامده است . مثلًا در حشايش ، نوشته ديوسكوريدس ، خواص دارويى پانصد گياه آمده است ؛ درحالىكه در بخش داروشناسى الحاوى ، اثر رازى هفتصد گياه و در الجامع لمفردات ، نوشته ابنبيطار 1400 گياه ذكر شده است . بررسىها نشان مىدهد كه دانشمندان ايرانى و مسلمان در مقايسه با طبيبان يونانى نوآورىهاى بسيارى داشتهاند كه ناديده گرفته شده است . مشخص كردن سهم اين دانشمندان در پيشبرد دانش پزشكى چهبسا زمينهساز تدوين تاريخ صحيح پزشكى ايران و اسلام و سبب بيدارى و خودباورى هرچه بيشتر مسلمانان شود .
الف ) جراحى
1 . جراحى سرطان
ابوعلى حسين بن عبدالله ابنسينا ( 428 - 370 ق / 1037 - 970 م ) ، پزشك ايرانى ، حدود هزار سال قبل و اولينبار در تاريخ پزشكى درمان سرطان را با جراحى توصيف كرده است .