گرماند . اين نظريه جزئى از نظريه سوم است ؛ زيرا توليد آنزيمهاى گوارشى و ترشح آن درپى تأثير شبكه اعصاب و غدد درونريز انجام مىشود . « 1 »
اصطلاحات تغذيه
در طب سنتى ايران ، بنابر تجربه قرنهاى متمادى ، غذاها را به هجده دسته تقسيم كردهاند كه در جدول 9 به آنها اشاره شده است .
لطيف : غذايى است كه وقتى بدن روى آن اثر مىكند به سرعت هضم مىشود ، اندامها از آن استفاده مىكنند و قواى تدبير كننده بدن به سرعت آن را آماده مصرف مىكند . اين دسته از غذاها براى افرادى مناسب است كه تازه از بيمارى بهبود يافتهاند يا افرادى كه فعاليت ذهنى بسيار دارند و نبايد مواد زايد در بدنشان جمع شود ؛ مانند زرده تخم مرغ عسلى .
كثيف ( متكاثف ) : غذاى كثيف يا درهم فشرده غذايى است كه قواى طبيعت براى هضم و استفاده از آن بايد زحمت بسيار بكشد تا آماده مصرف اندامها شود . از طرف ديگر مواد زايد آن هم زياد است . اين دسته از غذاها براى افرادى كه فعاليت بسيار يا كارهاى دشوار بدنى دارند ، مانند كشاورزان و ورزشكاران ، مناسب است ؛ مانند گوشت گوساله .
معتدل : غذاى معتدل براى افراد با مزاج معتدل و فعاليت متوسط مناسب است .
صالح الكيموس ( يا كيموس خوب ) : غذاهايى است كه از هضم آنها اخلاط متعادل و صالح ايجاد مىشود ؛ يعنى ميزان خون ، بلغم ، صفرا و سودايى كه از آنها ايجاد مىشود متناسب است و مزاج فرد را زياد تغيير نمىدهد .
فاسد الكيموس ( يا كيموس بد ) : غذاهايى است كه از هضم آنها اخلاط غيرمعتدل و ناصالح توليد مىشود . اگر مقادير زياد و مكرر از اين غذاها استفاده شود ، بيمارى ايجاد مىكند ؛ مانند سوسيس ، كالباس ، قارچ ، كشك ، پنير و نان تخمير نشده .
كثيرالغذا : غذايى كه مقادير عمدهاى خلط ايجاد و در صورت هضم قوت بسيار توليد مىكند و بدن و اندامها را مدت طولانى از صرف غذاى مجدد بىنياز مىكند ؛ مانند زرده تخممرغ عسلى و گوشت بره .
قليل الغذا : غذايى كه قوت كمترى توليد مىكند و بيشتر مايه پركردن شكم است ؛ مانند كاهو .
هامش
( 1 ). Rashid Bhikha , Tibb , tradiditional roots of , edcine . . . , p . 61