دفع ، ادرار يا تعريق كافى نداشته باشد دير يا زود دچار مشكل خواهد شد ؛ چنان كه عكس آن ، فرد را دچار مشكل مىكند . اين مفهوم با معنى امروزى استفراغ ( خروج غذاى موجود در معده از طريق دهان ) متفاوت است . حكما به اين واكنش بدن ( قِى ) مىگفتند .
احتباس به نگه داشتن مواد ضرورى در حد نياز بدن ، و استفراغ به تخليه بدن از مواد نامتعادل و غيرطبيعى گفته مىشود . دو پديده احتباس و استفراغ متضادند و تعادل عملكرد آنها ضامن سلامتى انسان است . گاهى قوه تدبير كننده بدن بهصورت طبيعى موجب اسهال مىشود و مواد زايد را از طريق دستگاه گوارش دفع مىكند يا گاهى حجم ادرار را كم يا زياد مىكند .
پاكسازى بر دو نوع است : طبيعى و درمانى . پاكسازى طبيعى مانند دفع مواد سمى از طريق بازدم و ريه ، مدفوع ، ادرار ، عرق ، عادت ماهانه ، عطسه ، سكسكه ، دفع باد ، جمع شدن صبحگاهى ترشحات در گوشه چشم ، ترشحات واژن و دفع منى است . دفع مواد سمى از اين راهها بايد به اندازه متعادل باشد . در صورت افزايش و كاهش هر كدام ممكن است به بيمارى بينجامد .
نوع ديگر پاكسازىهاى طبيعى وقتى اتفاق مىافتد كه مواد زايد بيش از اندازه در بدن جمع شود ؛ در اين صورت بدن سعى مىكند به طريقى مواد زايد را دفع كند . اين دفع از طريق اسهال ، خونريزى از بينى ، سرفه يا تب و آب ريزش بينى انجام مىشود . در اين نوع از استفراغهاى طبيعى معمولًا علائم خفيف و مدت آن محدود است . در اين موارد بدن در حال تلاش براى حفظ تعادل خود است و فرد و پزشك ، ضمن اينكه مراقباند كه مشكلى پيش نيايد ، بايد به قواى طبيعى بدن فرصت دهند تا به دفاع طبيعى خود بپردازد .
نوع دوم پاكسازى به كمك پزشك انجام مىشود ( پاكسازى درمانى ) . در اين مورد اگر مواد زايد و سموم در بدن ذخيره شوند و بدن نتواند آنطور كه لازم است آن را دفع كند و به كمك طبيب نياز باشد ، وى از يكى از روشهاى پاكسازى مانند ايجاد اسهال ، تعريق ، افزايش ادرار ، فصد يا حجامت كمك مىگيرد .
اسهال نوعى پاكسازى كلى دستگاه گوارش از طريق رودههاست . اين روش با استفاده از داروهاى خاص و با رعايت شرايط خاص بيمارى و فرد بهكار مىرود . دستگاه گوارش در ايجاد بيمارىها و درمان آنها نقش عمدهاى دارد و اسهال هم در پاكسازى بدن تأثير مهمى دارد . تحقيقات جديد نيز همين مطلب را تأييد مىكنند ؛ مثلًا در مطالعهاى بالينى كه درباره همين
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام و ايران ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: جمعى از نويسندگان
ص٢٠٨