6 . فعاليت اين شركتها باعث برخى تنشهاى اجتماعى و تعارضات فرهنگى مىشود . زيرا آنها مجموعهاى از ارزشها و الگوهاى رفتارى را با خود به همراه مىآورند كه با فرهنگ بومى ناسازگار است . « 1 »
دو . نهادهاى مالى بينالمللى
برخى از نهادها و سازمانهاى بينالمللى وابسته به سازمان ملل كه از مهمترين آنها مىتوان به « بانك جهانى » و « صندوق بينالمللى پول » اشاره كرد بعد از جنگ جهانى دوم ، بهمنظور مديريت امور مالى در سطح بينالمللى و پيشگيرى از تكرار بحرانهايى مانند بحران مالى دهه 1930 ميلاى كه با نوسانات شديد نرخهاى تبديل و كاهش رقابتى ارزش پول همراه بود ، بهوجود آمدند .
با وجودى كه در اين سازمانها كشورهاى متعدد جهان شركت دادند اما غلبه كشورهاى قدرتمند و استعمارگر سابق در تصميمگيرىهاى كليدى آنها كاملًا آشكار است . براى نمونه آمريكا با داشتن يكپنجم سهام صندوق بينالمللى پول ، كه در آن قدرت رأى هر عضو بر اساس سهميهاش است ، نقش تعيينكنندهاى دارد . « 2 »
از آنجايى كه كشورهاى توسعهنيافته نمىتوانند مشكلات خود را تنها از طريق سرمايهگذارى مستقيم خارجى و فعاليت شركتهاى فرامليتى بر طرف سازند ، به استقراض خارجى روى مىآورند كه يكى از راههاى متعدد آن دريافت وام يا استقراض از همين مؤسسات مالى بينالمللى است . اما دريافت اين گونه وامها الزاماً آثار مثبتى بر اقتصاد كشورهاى دريافتكننده نداشته ، باعث بحرانهاى مختلف اقتصادى ازجمله بحران بدهى كشورهاى جهان سوم در دهه هفتاد شد . زيرا :
1 . دريافت اين وامها توأم با پذيرش سياستهاى مؤسسات مالى بينالمللى است كه معمولًا تأمينكننده منافع كشورهاى پيشرفته ( استعمارگران سابق ) است .
2 . برخى معتقدند كه صندوق جهانى پول و بانك جهانى بر رشد اقتصادى كشورهاى زير سلطه ، بر اساس گشودن دروازه كشورهاى در حال توسعه به روى كشورهاى صنعتى تأكيد
هامش
( 1 ) . همان .
( 2 ) . جك سى . پلينو و روى آلتون ، فرهنگ روابط بينالملل ، ص 219 .