در مجموع ، ارتباط كشورهاى پيشرفته ( استعمارگران سابق ) با كشورهاى استقلاليافته ( مستعمره سابق ) بهگونهاى شكل گرفته است كه آن را « استعمار نو » مىنامند . در اين پديده ، كشورهاى استعمارگر سابق از طريق حكومتهاى دستنشانده ، مناسبات ، رژيمها و نهادهاى بينالمللى جديد بىآنكه نيازمند حضور مستقيم سياسى و نظامى در مستعمرات سابق باشند ، به شكل خزنده و پيچيده ، منافع و مطامع خود را بهتر از گذشته تأمين مىكردند .
بسيارى از صاحبنظران معتقدند كه كشورهاى پيشرفته ( استعمارگران سابق ) امروزه از طريق شركتهاى تجارتى چندمليتى و نهادهاى بينالمللى چون صندوق بينالمللى پول ، بانك جهانى و سازمان تجارت جهانى و با بهرهگيرى از شرايط مختلف بينالمللى و تعاملات پيچيده روزافزون جهانى ( مانند جهانى شدن ) و تأسيس برخى رشتههاى دانشگاهى و تربيت نيروى انسانى همسو با اهداف خود ( شرقشناسى ) سعى مىكنند تا بر كشورهاى محروم و يا در حال توسعه ، تسلط يابند .
راههاى تسلط استعمار نو بر كشورهاى استقلال يافته
يك . شركتهاى چندمليتى
روند ايجاد شركتهاى چندمليتى اساساً از آمريكا آغاز شد . مقر اصلى اين شركتها در يك كشور است و عملياتشان از طريق شركتهاى مستقل يا وابسته در ساير كشورها صورت مىگيرد .
شركتهاى چندمليتى كه به شركتهاى فرامليتى نيز معروفاند بهدليل پيشرفت فناورى و توليد انبوه ، نياز پيدا مىكنند كه دامنه فعاليتشان را به كشورهاى ديگر توسعه دهند .
در مرحله بعد سازمانهايى براى فروش در خارج بهوجود آوردند . ميل به چند مليتى شدن نيز از اين مرحله آغاز مىشود . آنها عموماً عملياتشان را وسعت مىدهند تا بتوانند با صرفهجويى در عوامل و شاخصهاى قيمت ، سود بيشترى بهدست آورند . يعنى با افزايش سطح بازدهى و توليد ، هزينه متوسط توليدات را پايين مىآورند .
براى نمونه شركتهاى كوكاكولا ، جنرال الكتريك و وستينگهاوس بر مبناى قرارداد با شركتهاى مستقل ، بهازاى دريافت قسمتى از سود ، به آن شركتها اجازه مىدهند تا كالاها يا خدمات خود را تحت عنوان شركت اصلى ، توليد كنند و به فروش برسانند . « 1 »
هامش
( 1 ) . همان ، ص 31 .