مراكز شيعى را درهم نورديد كه در ضمن اين لشكركشىها و اقدامات نظامى ، بسيارى از كتابها سوزانده شد و يا به غنيمت رفت . « 1 »
در شيراز نيز كتابخانهء بسيار بزرگى از عضدالدوله ديلمى داير بود كه در آن كتابهاى گوناگونى وجود داشت . گفتهاند اين كتابها برحسب انواع علوم ، در حجرههايى جداگانه بود . « 2 »
در ماوراءالنهر نيز كتابخانههايى داير بوده است ؛ مانند كتابخانه بخارا كه نوحبن منصور سامانى آن را تأسيس كرد و چنان كه مشهور است ، ابنسينا علم خود را از آنجا برگرفت . وى مىگويد : كتابهايى در آن كتابخانه ديدم كه مردم نامشان را نيز نشنيدهاند و من مانند آن را نديده بودم . « 3 »
جرجى زيدان ، محقق مسيحى عرب آمارهايى ديگر از كتابخانههاى آن دوره بهدست مىدهد ؛ ازجمله اينكه شمار كتابهاى بيتالحكمه در بغداد ، طرابلس و مراغه بهترتيب چهار ميليون ، سه ميليون و چهارصد هزار جلد بوده است . « 4 » او موجودى چند كتابخانه در تمدن اسلامى و شمار كتب موجود در عصر نويسنده در كتابخانه ملى پاريس ، لنينگراد ، برلين ، وين و آمريكا را مقايسه كرده و به نتيجه جالبى رسيده ، ولى اگر اين مقايسه بين كتابهاى موجود در كتابخانههاى تمدن اسلامى با كتابخانههاى همان عصر در اروپا انجام گيرد ، بىشك نتايج جالبترى حاصل مىشود . براى مثال ، از گفته ويل دورانت آنگاه كه از كتاب الحاوى رازى سخن مىگويد ، مىتوان دريافت كه در سال 1395 ميلادى موجودى كتابخانه دانشكده طب پاريس تنها نُه كتاب بوده كه يكى از آنها الحاوى رازى بوده است . « 5 »
ج ) صنعت كاغذ
رواج صنعت كاغذ از عوامل مهم گسترش علم و معرفت بهشمار مىرود . در قرن دوم هجرى در بغداد و مصر كارخانهء كاغذسازى داير بود و طولى نكشيد كه در ساير سرزمينهاى اسلامى
هامش
( 1 ) . محمد مكى السباعى ، نقش كتابخانههاى مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 147 .
( 2 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 419 .
( 3 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 63 .
( 4 ) . همان ، ص 637 .
( 5 ) . ويليام جيمز دورانت ، تاريخ تمدن ، ج 4 ، ص 316 .