دارالحكمه ، مؤسسه بزرگ علمى است كه الحاكم بامراللهبن العزيز در سال 395 هجرى آن را تأسيس كرد و سپس كتابهاى موجود در كاخهاى خود را به آنجا انتقال داد و براى ادارهء آن ، املاكى را نيز وقف نمود . در اين مؤسسه - كه به بهترين شكل آراسته شده بود و برخى نيز بهعنوان مدير و اعضا در آن خدمت مىكردند - مانند بيتالحكمه عباسيان ، عامه مردم بهرايگان به مطالعه و مباحثه و استنساخ كتاب مىپرداختند . از آنجا كه در قديم قيمت كتاب گران بود و بيشتر مردم از عهدهء خريد كتاب برنمىآمدند ، دولتهاى فرهنگدوست ، اين قبيل مؤسسات عامالمنفعه را تأسيس مىكردند كه بيتالحكمه بغداد ، كتابخانههاى اسكندريه و دارالحكمة قاهره از اين دستاند . بعدها صلاحالدين ايوبى ، دارالحكمه را خراب كرد و بهجاى آن مدرسهاى براى شافعيان ساخت . « 1 »
ايران
يكى از مشهورترين كتابخانههاى شخصى در تاريخ اسلام ، كتابخانهء صاحببن عباد ( ف 385 ق / 995 م ) بود . وى نويسنده و دولتمردى والامقام بود كه بيشتر عمر خود را در خدمت به سلسلهء آلبويه سپرى كرد . او در خانهء خود در شهر رى ، كتابخانهء بزرگى داشت كه شمار كتابهايش را 117 هزار جلد نوشتهاند . « 2 »
فهرست كتابهاى صاحببن عَباد را ده جلد نوشتهاند . مىگويند نوحبن منصور سامانى از وى درخواست كرد وزارتش را بپذيرد ، اما او عذر آورد كه حمل دارايىاش بسيار دشوار و بيش از چهارصد شتر بار است و نمىتواند اين كتابخانهء بزرگ را به بخارا انتقال دهد . « 3 »
گفتهاند كه ابنعَباد اجازه داده بود كه آزادانه از كتابهاى او استفاده كنند و حتى براى كسانى كه از كتابخانه بيشتر بهره مىبردند ، جوايزى نقدى معين كرده بود . سرانجام سلطان محمود غزنوى به بهانه تثبيت مذهب اهلسنت و قطع تسلط عباسيان در ايران ، رى و ساير
هامش
( 1 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ص 633 و 634 ؛ بنگريد به : حسن ابراهيم حسن ، تاريخ سياسى اسلام ، ج 3 ، ص 510 .
( 2 ) . محمد مكى السباعى ، نقش كتابخانههاى مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 146 .
( 3 ) . بنگريد به : آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم هجرى ، ص 125 ، 126 و 204 .