تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 42

مساهمون:

ص٤٢
پس از مأمون ديگر نه بيت‌الحكمه رونق يافت و نه كتابخانهء آن . از اين‌رو در عهد عباسيان ، روزگار مأمون را مىتوان عصر طلايى ترجمه و نقل كتب علمى شمرد . « 1 » از ديگر كتابخانه‌هاى مشهور بغداد ، كتابخانه‌اى است كه شاپوربن اردشير وزير بهاءالدوله ديلمى ، آن را به سال 381 هجرى در محله‌اى ميان دو قلعه در كرخ بنا كرد . گفته‌اند در اين كتابخانه 10 هزار جلد كتاب موجود بود و مؤلفان هر يك نسخه‌اى از تأليفات خود را وقف آنجا مىكردند . بخشى از اين كتابخانه نيز در سال 477 هجرى با آمدن طغرل بيك ( نخستين پادشاه سلجوقى ) به بغداد آتش گرفت . پس از اين حادثه ، فردى به نام عبدالسلام بصرى لُغَوى حفاظت باقىماندهء اين كتابخانه و سرپرستى آن را برعهده گرفت . از بنىعباس در سده‌هاى بعد ، كسى كه بيش از همه به جمع‌آورى كتب و ايجاد كتابخانه شهرت داشت ، خليفه ناصربن المستضى ( ف 622 ق ) بود . « 2 »

مصر

العزيز بالله نخستين خليفهء فاطمى مصر است كه مانند خلفاى بغداد و آندلس به تأسيس كتابخانه و جمع‌آورى كتاب پرداخت . وى كه در اوايل جوانى در سال 365 هجرى به خلافت رسيد ، يعقوب‌بن كَلْس را وزارت داد كه مردى مدبر و دانش‌دوست بود . درواقع بر اثر تشويق‌هاى او بود كه العزيز بالله در كاخ اختصاصى خود كتابخانه بزرگى داير كرد و آن را خزانة الكتب ناميد . وى براى خريد كتاب‌هاى مهم تاريخى ، ادبى و علمى اعتبار كافى نيز اختصاص داد . گفتنى است شمار كتاب‌هاى آن مخزن را يك ميليون و 600 هزار جلد نوشته‌اند . البته گمان مىرود كه اين تعداد كتاب منحصر به كتابخانهء العزيز نباشد ، بلكه مجموع كتاب‌هاى وى و ساير امرا و خاندان فاطمى به آن شماره مىرسيده است ؛ زيرا برخى از بزرگان آن خاندان به پيروى از العزيز ، در كاخ‌هاى خود كتابخانه‌هايى نيز تأسيس كرده بودند . « 3 »
هامش
( 1 ) . عبدالحسين زرين‌كوب ، ايران بعد از اسلام ، ص 438 . ( 2 ) . علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 418 و 419 ؛ بنگريد به : آدام متز ، تمدن اسلامى در قرن چهارم ، ص 202 . ( 3 ) . جرجى زيدان ، تاريخ تمدن اسلام ، ج 3 ، ص 633 و 634 ؛ بنگريد به : علىاصغر حلبى ، تاريخ تمدن در اسلام ، ص 419 و 420 ؛ محمد مكى السباعى ، نقش كتابخانه‌هاى مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامى ، ص 142 و 143 .
تاريخ فرهنگ و تمدن اسلام ( ويژه علوم پزشكى ) ( فارسي ) — صفحة 42 | شهاب الدين دميرچى